PRNewswire: شرکت تریس فارما اخیرا اعلام کرده است که FDA درخواست تایید داروی جدید این شرکت با نام کاربینال-ای آر (Karbinal ER) که سوسپانسیون خوراکی آهستهرهش 4 میلیگرم در 5 میلیلیتر کاربینوکسامین مالئات است را پذیرفته است.
این دارو، اولین داروی مهارکننده گیرنده هیستامین آهستهرهش است که برای درمان رینیت آلرژیک فصلی در کودکان بزرگتر از 2 سال مورد تایید قرار گرفته است. کاربینال-ای آر هر 12 ساعت یکبار مصرف میشود؛ در نتیجه دارویی مطلوب برای آن دسته از مبتلایان به آلرژی است که به نسل دوم آنتیهیستامینها پاسخ درمانی خوبی ندادهاند و از آنتیهیستامینهای نسل اول رضایت ندارند. پیشبینی میشود که این دارو تا قبل از فصل پاییز امسال به بازار مصرف ارائه شود. براساس نظر پزشکان، در حدود 30درصد از بیماران مبتلا به آلرژی از داروهای آنتیهیستامینی که اثر خوابآوری ندارند، پاسخ درمانی مورد انتظار را نمیگیرند. کاربینوکسامین یک آنتیهیستامین با عارضه جانبی خوابآوری خفیف است که اثربخشی و ایمنی مورد قبولی دارد.
Business Wire: شرکت داروسازی تووا، خبر از تایید قرصهای کوارتت (Quartette) حاوی لوونورژسترل/اتینیل استرادیول و اتینیل استرادیول برای پیشگیری از بارداری داده است. کوارتت نسل جدیدی از داروهای خوراکی جلوگیری از بارداری مورد تایید FDA است و با هدف به حداقل رساندن خونریزی در فواصل دورههای خونریزی ماهانه تولید شده است. خونریزی در فواصل میان دورههای طبیعی خونریزی ماهانه ممکن است به دنبال مصرف هر نوع قرص پیشگیری از بارداری، به خصوص در ماههای اولیه شروع دارو، اتفاق بیفتد و یکی از دلایل بیمیلی زنان به ادامه استفاده از این روش پیشگیری از بارداری است. استروژن موجود در کوارتت در زمانهای مشخص آزاد میشود و سالانه 4 دوره خونریزی سبک ماهانه ایجاد میکند. خونریزی میان دورهای به دنبال استفاده از کوارتت اندک است. در نتیجه احتمال قطع مصرف این دارو به مراتب کمتر از سایر داروهای پیشگیری از بارداری است. در مطالعه فاز 3 ارائه شده به FDA برای تایید این دارو که با شرکت بیش از
3 هزار زن انجام شد، اثربخشی آن در پیشگیری از بارداری تا 97درصد موفق گزارش شد. یافتههای بعدی نشان دادند که شایعترین عوارض ناشی از مصرف کوارتت عبارتند از سردرد، خونریزی از واژن، تهوع و استفراغ، آکنه، دیس منوره، افزایش وزن، تغییرات خلق، حملات هراس، درد پستان و حملات میگرن.
اداره نظارت بر غذا و داروی ایالات متحده (FDA) در خصوص عوارض جانبی داروی تلاپرویر (telaprevir) که در مبتلایان به هپاتیت C به صورت درمان ترکیبی با پگ اینترفرون و ریباویرین استفاده میدهد، هشدار داد...
این دارو منجر به بروز عوارض پوستی شدید کشنده میشود.
FDA توصیه میکند در صورت بروز راش پیشرونده همراه با علائم سیستمیک در بیماران، مصرف این دارو باید قطع شود و مراقبتهای فوری و ویژه بلافاصله آغاز گردد.
نتایج یک مطالعه نشان میدهد که مصرف SSRIها در دوران بارداری با مرگومیر حین تولد یا نوزادی همراه نمیباشد...
در مطالعهای که روی 6/1میلیون تولد مابین سالهای 2007-1996 صورت گرفت، 8/1% مادران طی دوران بارداری و 3 ماه قبل از شروع بارداری، به علل مختلف از داروهای گروه SSRI مصرف کرده بودند. نتایج مطالعه نشان داد که میزان مرگومیر حین تولد یا نوزادی در فرزندان این مادران پس از تعدیل از نظر سایر عوامل افزایش نداشته است.
موسیالرضا ثروتی/عضو کمیسیون برنامه و بودجه
سیاستهای دولت همیشه این بوده است که بتواند بازار ارز را تحت کنترل خود داشته باشد و از افزایش قیمت برخی کالاها به خصوص دارو که با نوسانات بازار ارز در ارتباط هستند مبارزه کند...
اما این سیاست همیشه عملی نبوده و کاربرد نداشته است. از آنجا که برخی تجهیزات پزشکی و مواد اولیه صنعت داروسازی خارج از کشور تهیه میشود، هرگونه تغییری در قیمت ارز میتواند روی قیمت کالاهای وارداتی اثرگذار باشد. افزایش قیمت ارز در ماههای اخیر به شدت صنعت دارویی را تحت تاثیر قرار داده است. به هر میزان که به نرخ ارز اضافه شده به همان میزان بر قیمت تولید داروی داخل کشور هم اثرگذار بوده است زیرا برخی مواد اولیه داروهای تولید داخل و همچنین تجهیزات مورد نیاز صنعت دارویی از خارج تامین میشود که قیمت ارز بر آن تاثیر مستقیمی دارد. اجرای قانون هدفمندی یارانهها و نوسانات بازار ارزی و تحریمهای اروپایی باعث شد صنعت داروسازی این روزها وضعیت خوبی نداشته باشد و متاسفانه برخی شرکتهای دارویی با خطر ورشکستگی روبرو شوند. برای حل این مشکل بهترین راهکار این است که بانک مرکزی برای شرکتهای دارویی ارز با نرخ دولتی اختصاص دهد تا آسیب کمتری به مردم وارد شود.
سازمان غذا و داروی آمریکا تالیگلوسراز آلفا (taliglucerase alfa) با نام تجاری اللیزو (Elelyso) را برای مصرف درازمدت به عنوان آنزیم درمانی جایگزین در نوعی از بیماری ژنتیکی نادر گوچر مورد تایید قرار داده است...
بیماری گوچر در افرادی بروز میکند که قادر به تولید میزان کافی از آنزیم گلوکوسربروزیداز نیستند.
این نقص آنزیمی باعث تجمع چربیها در طحال، کبد، کلیهها و سایر اعضای بدن میشود. شایعترین علامت ابتلا به گوچر آسیب کبد و طحال، افت تعداد گلبولهای قرمز، افت پلاکت و مشکلات استخوانی است.
اللیز تزریقی جایگزین آنزیم مورد نظر در بیماران با تشخیص نوع یک (نوع غیر نوروپاتیک) بیماری گوچر میشود. هماکنون حدود 6 هزار نفر از مردم ایالات متحده به نوع یک بیماری گوچر مبتلا هستند.
منبع: سایت رسمی FDA
دکتر شیرین میرزازاده/مروری بردارودرمانی دردهای چشمی
شیوع سالانه بیش از 2 میلیون مورد در سال، تروماهای چشم را به یکی از شایعترین علل مراجعه بیماران به مراکز درمانی در کشور ایالات?متحده تبدیل کرده است...
درد ناشی از تروما به چشم ممکن است ناتوانکننده باشد بنابراین استفاده از داروهای ضددرد غیرنسخهای توسط بیماران برای کنترل این درد پیش از مراجعه به چشمپزشک متداول است. مهم آن است که پزشکان بتوانند درد را سریع و موثر کنترل کنند، بدون آنکه بیماران عارضهای را تجربه کنند. مبتلایان به ترومای چشم ممکن است به طور کامل از شدت آسیب وارده مطلع نباشند. عارضهای که در ابتدا به ظاهر خوشخیم بهنظر میرسد، گاهی تهدیدکننده بینایی است بنابراین پیش از تجویز هر دارویی باید درباره منشاء آسیب پرسش شود تا اقدام درمانی مناسب باتوجه به شدت ضایعه همراه با کنترل درد برای بیمار صورت گیرد.
گزینههای دارویی کنترل درد چشم
داروهای متعددی برای درمان حاد و نیز درازمدت آسیبهای چشمی وجود دارند. از آنجا که درد چشم اغلب ناشی از یک عارضه حاد مرتبط با ساختارهای قدامی چشم است، درمانهای موضعی نقش مهمی در مدیریت درد ایفا میکنند. داروهای موضعی با کمترین میزان جذب سیستمیک، ساختارهای قدامی چشم را هدف قرار میدهند. این قبیل داروها که اغلب داخل ملتحمه ریخته میشوند همراه با داروهای خوراکی نظیر استامینوفن یا ضددردهای اپیوییدی با اثربخشی مرکزی نظیر هیدروکودون تجویز میشوند.
منشاء اصلی درد متعاقب ترومای چشمی، التهاب است. مدیاتورهای التهابی به خصوص پروستاگلندینها، نقش مهمی در پایین آوردن آستانه درد و تنظیم پاسخ التهابی چشم ایفا میکنند. سطح دردی که توسط دستگاه عصبی مرکزی درک میشود بهوسیله مدیاتورهای شیمیایی نظیر ماده P، برادی کینین و هیستامین تعیین میشود. نتایج پاسخ التهابی ناحیه چشم عبارتند از گشادشدگی عروق خونی، افزایش جریان خون، نشت پلاسمای خون و شکسته شدن سد خونی-چشمی. چنین وضعیتی اغلب باعث حساسیت به نور میشود و چشم ظاهری قرمز و متورم پیدا میکند. ترومای چشمی اغلب مرتبط با یووئیت قدامی است. این وضعیت باعث التهاب عضلات مردمک و اجسام سیلاری و نیز آزادسازی پروتئین و گلبولهای سفید به درون فضای قدامی چشم میشود. بیماران با یووئیت قدامی اغلب دردی عمیق و حساسیت به نور ناشی از اسپاسم عضلات مردمک و اجسام سیلاری احساس میکنند.
ضدالتهابهای غیراستروییدی موضعی چشمی: این داروها با بلوک مسیر سیکلواکسیژناژ و مهار تشکیل مدیاتورهای التهابی که باعث درد میشوند عمل میکنند و معمولا پس از جراحیهای کاتاراکت و لازیک تجویز میشوند. بهنظر میرسد داروهای ضدالتهاب غیراستروییدی به خوبی درد و ناراحتی متعاقب ترومای سطح چشم را کنترل میکنند. آنها به خصوص در کاهش دردهای ثانویه به خراش قرنیه موثرند. دو ضدالتهاب غیراستروییدی موضعی چشمی که اخیرا وارد بازار شدهاند عبارتند از برومفناک 09/0 درصد (bromfenac) 09/0 درصد و نپافناک 1/0 درصد (nepafenac) 1/0 درصد. برومفناک تنها دارویی از این خانواده است که تجویز یک بار در روز آن مورد تایید قرار گرفته است. نپافناک معمولا به صورت 3 بار در روز تجویز میشود. ضدالتهابهای غیراستروییدی موضعی چشمی داروهایی ایمن هستند و عوارض ناخواسته موضعی یا سیستمیک اندکی دارند.
کورتیکواستروییدهای چشمی: کورتیکواستروییدهای چشمی در مقایسه با ضدالتهابهای غیراستروییدی چشمی در مهار مدیاتورهای التهابی مسبب درد موثرترند. کورتیکواستروییدها با کاهش التهاب مانع از تشکیل بافت جوشگاه میشوند. جوشگاههای قرنیه باعث کوری دائم میشوند. کورتیکواستروییدها همراه آنتیبیوتیکها برای درمان عفونتهای باکتریال و نیز محافظت از چشم در برابر پاتوژنهای فرصتطلب مصرف میشوند. البته باید در تجویز کورتیکواستروییدها به دلیل احتمال بروز عوارضی نظیر کاتاراکت، مستعد کردن نسبت به عفونت و به تاخیر انداختن بهبود- به دلیل اثر این گروه داروها روی ساخت کلاژن - احتیاط کرد. به منظور ممانعت از تشدید بیماری، تجویز این گروه داروها در بیماران با کراتیت ناشی از هرپسسیمپلکس ممنوع است. معمولا کورتیکواستروییدها در بیماریهای مزمن چشمی جایگاهی ندارند. لوتپردنول اتابونات 2/0 درصد (loteprednol etabonate) 2/0 درصد و لوتپرد نول اتابونات 5/0 درصد (lotepred-nol etabonate) 5/0 درصد استروییدهای بیخطر هستند که احتمال مواجهه با عوارض ناخواسته ناشی از مصرف کورتیکواستروییدهای چشمی بهدنبال مصرف آنها به حداقل میرسد. این قبیل کورتیکواستروییدها در بیمارانی که ناچار به مصرف طولانیمدت این گروه دارویی هستند یا بیمارانی که به دنبال مصرف کورتیکواستروییدهای چشمی قدیمی دچار افزایش فشار داخل چشمی شدهاند انتخاب برترند.
آنتاگونیستهای کولینرژیک: آنتاگونیستهای کولینرژیک (سیکلوپلژیک) نظیر آتروپین سولفات 1درصد یا هوماتروپین هیدروبروماید 1 درصد گیرندههای موسکارینی واقع در اسفنکتر مردمک و اجسام سیلاری را مهار میکنند. در نتیجه هر دوی این داروها باعث گشادی مردمک و ممانعت از تمرکز چشم روی اشیای نزدیک - برای مدت 1 تا 12 روز- میشوند. سیکلوپلژیکها همچنین نشت پروتئینهای التهابی اضافی را با تثبیت سد خونی- آبی مهار میکنند. به علاوه، مانع شکلگیری چسبندگیهای مضر بین قرنیه و لنزها میشوند. آتروپین سولفات 1 درصد به عنوان سیکلوپلژیک طولانیاثر و هوماتروپین هیدروبروماید 1 درصد به عنوان سیکلوپلژیک متوسطالاثر بهکار میرود. داروهای سریعالاثر نظیر سیکلوپنتولات هیدروکلراید 1 درصد، اثربخشی ضعیفتر و کوتاهمدتتری دارند. تجویز آنتاگونیستهای کولینرژیک به دلیل افزایش خطر مسمومیت و مشکلات دستگاه عصبی مرکزی در کودکان و بیماران با آسیبهای مغزی باید با احتیاط صورت گیرد.
ضددردهای موضعی: سطح?های خارجی کره چشم پوشیده از پایانههای عصبی حسی شاخه چشمی عصب صورتی هستند. در بیماران با آسیبهای سطحی چشم درد شدیدی احساس میشود زیرا هنگام پلک زدن فشار ایجاد میشود. این وضعیت به خصوص در خراشهای قرنیه و اجسام خارجی صادق است. ضددردهای موضعی معمولا برای مدت 5 تا 20 دقیقه با بلوک مسیر عصب محیطی و مهار حساسیت پایانههای عصبی اثربخش هستند. این گروه داروها طی معاینه چشم و اندازهگیری فشار داخل چشمی یا خارج کردن جسم خارجی مفیدند.
لنزهای تماسی: یکی از روشهای کنترل درد چشمی استفاده درمانی از بانداژ یا هیدروژل سلیکونی لنزهای تماسی است. بانداژ لنزهای تماسی روی اعصاب قرنیه آسیبدیده را میپوشاند و در کاهش درد ناشی از خراش قرنیه یا دردهای متعاقب زدودن جسم خارجی از چشم موثرند. آنها با ممانعت از تحریک مکانیکی قرنیه بهبود ضایعه را تسهیل میکنند. استفاده از داروهای موضعی نظیر آنتیبیوتیکها با ضدالتهابهای غیراستروییدی روی لنزهای تماسی میتواند در مدیریت درد و درمان بیماری کمککننده باشد.
منبع: U. S. Pharmacist,May 2012
والزارتان (Valsartan)
رده درمانی: آنتاگونیست گیرنده آنژیوتانسین II .
اشکال دارویی: کپسول و یا قرص های ۸۰ و ۱۶۹
نام ژنریک: والسارتان به شکل قرص های ۸۰ و ۱۶۹
موارد مصرف
والزارتان برای درمان پرفشاری خون تجویز میشود.
مکانیسم اثر
والزارتان یک آنتاگونیست گیرنده آنژیوتانسین II میباشد با فعالیت ضدفشار خون که عمدتاً ناشی از بلوک انتخابی گیرندههای AT1 و کاهش اثر فشاری آنژیوتانسین II میباشد.
قرص روکشدار خط دار
روش مصرف مناسب این دارو: دارو را بیشتر یا کمتر از میزان تجویز شده مصرف نکنید. دارو را هر روز در یک ساعت معین مصرف کنید. رژیم غذایی توصیه شده توسط پزشک را به دقت رعایت کنید.
دوز فراموش شده : اگر مصرف یک دوز از دارو را فراموش کردید، به محض به یاد آوردن، آنرا مصرف نمایید. با اینحال اگر نزدیک زمان دوز بعدی به یاد آوردید، از مصرف دوز فراموش شده منصرف شده و به رژیم منظم قبلی برگردید. هرگز دوز دارو را دو برابر نکنید.
احتیاطات: هنگام مصرف این دارو باید بطور مرتب توسط پزشک معاینه شوید تا روند درمان شما بررسی شود . به علت ایجاد سرگیجه و سبکی سر در حین مصرف والزارتان هنگام رانندگی و کار با ماشین آلاتی که نیاز به هوشیاری دارند احتیاط نمایید. از کم شدن آب بدن جلوگیری کنید و هنگام ورزش یا در هوای گرم که احتمال از دست رفتن زیاد آب بدن وجود دارد باید احتیاط شود.
عوارض جانبی: هر دارو در کنار اثرات مفید خود دارای یک سری اثرات ناخواسته می باشد. اگر چه تمام ایناثرات ناخواسته در یک فرد بروز نمی کند اما در صورت بروز هر مشکلی به پزشک خود مراجعه کنید.
عوارض جانبی ایندارو با آگاهی از آن و مشورت با پزشک قابل پیشبینی و قابل رفع میباشد. به خاطر داشته باشید که عوارض داروها بهمراتب کمتر از عوارض عدم مصرف آنها میباشد.
عوارض جانبی شامل افزایش پتاسیم خون ، سردرد و سرگیجه را مدنظر داشته باشید .
عوارض جانبی شایع: سردرد و سر گیجه.
مواردی که در صورت وقوع نیاز به توجه پزشکی دارند: افت فشار خون، مشکلات کلیوی و راش پوستی آنژیوادم، نوتروپنی. افزایش پتاسیم خون .
عوارض دیگر:دل درد، درد مفصل، درد پشت، سرفه، اسهال، سرگیجه، خستگی، سردرد، عفونت مجاری تنفسی، عفونت ویروسی،
اگر علاوه بر مطالعه اطلاعات بالا به نکتهای نامفهوم برخورد کردید یا به اطلاعات بیشتری در مورد این دارو نیاز دارید با پزشک یا داروساز خود مشورت کنید.
فبل از استفاده از این دارو نکات زیر در نظر گرفته شود.
این دارو برای بیماری فعلی شما تجویز گردیده است، لذا از مصرف آن در موارد مشابه یا توصیه آن به دیگران خودداری کنید.
آلرژی:
در صورتیکه سابقة هر گونه واکنش غیرعادی یا آلرژیک به داروی والزارتان، حساسیت به داروهایی که سولفونامید نامیده می شوند یا مواد جانبی موجود در داروها، رنگها و غذاها دارید، با پزشک خود در میان بگذارید .
حاملگی:
در صورت تشخیص بارداری، فورا باید تحت نظر پزشک مصرف این دارو قطع شود. در صورت احساسی مبنی بر بارداری فورا با پزشک خود مشورت کنید.
شیر دهی:
ترشح این دارو در شیر، ناشناخته است ولی با توجه به عوارض بالقوه آن در شیر دهی توصیه نمی شود.۲
مصرف همراه با سایر داروها:
اگر همزمان با این فراورده داروهایزیر یا هر داروی بدون نسخه، گیاهی یا مکمل ویتامینی۶ را مصرف می کنید به پزشک یا داروساز اطلاع دهید: داروهای مدر نگهدارنده پتاسیم ، مهار کننده های آنزیم مبدل آنژیوتانسین (مثل انالاپریل، کاپتوپریل، لیزینوپریل)، بتا بلاکرها (مثل پروپرانولول، آتنولول، متوپرولول، سوتالول، کارودیلول) ، مکملها، نمکهای حاوی پتاسیم و داروهای باعث تجمع پتاسیم.۱ لیتیم ، وارفارین.
سایر بیماریها:
در صورت وجود هر بیماری، مخصوصا هر یک از مشکلات ذیل به پزشک خود اطلاع دهید: از دست دادن آب بدن، بیماری های قلبی و عروقی ،بیماری کبدی ، بیماری کلیوی.۱ لوپوس، سابقه کاهش مقدار ادرار.
شرایط نگهداری:
دور از نور و رطوبت و حرارت و در دمای ۳۰ درجه سانتیگراد نگهداری شود. دور از دسترس اطفال قرار گیرد.
سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) ، شیوه درمانی جدیدی را تایید کرد که برای درمان HIV به کار می رود. این دارو را شرکت جانسون و جانسون تولید کرده و آن را “ادورانت” Edurant نامیده است.
این دارو که با ترکیبی از دیگر داروها تجویز می شود برای درمان آن دسته از افرادی به کار می رود که به تازگی به ویروس ایدز مبتلا شده اند.
ادورانت که بوسیله شرکت Tibotec Therapeutic مستقر در نیوجرسی آمریکا ساخته شده است، به مهار تکثیر ویروس کمک میکند و جزئی از گروهی از داروها به نام “مهارکنندههای غیرنوکلئوتیدی ترانسکریپتاز معکوس” است.
این دارو اولین دارویی است که در سه سال گذشته برای درمان ویروس HIV از سوی موسسه غذا و دارو تایید شده است. البته این نکته نیز گفته شده که هیچ کدام از داروها نمی تواند HIV را درمان کند و مبتلایان، آن ها را به صورت روزانه برای آسایش زندگی مصرف می کنند.
سازمان غذا و داروی آمریکا یک داروی جدید، به نام ادورانت (Edurant)، را برای ترکیب با سایر داروهای ضدرتروویروسی موجود در بازار برای مقابله با ویروس ایدز (HIV)مورد تایید قرار داد.
سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA)اعلام کرد این قرص روزی یک بار به همراه غذا مصرف میشود.
ادوارد کاکس، رئیس اداره فراوردههای ضدمیکروبی در مرکز پژوهش و ارزیابی دارویی FDA گفت: “بیماران ممکن است به صورتهای متفاوت به داروهای ضد HIV گوناگون پاسخ میدهند یا عوارض جانبی گوناگونی را تجربه میکنند.
به گفته او با تایید ادورانت گزینه درمانی جدیدی برای بیمارانی که درمان ضد HIV آنها شروع میشود، در اختیار قرار خواهد گرفت.
این تایید پس از کارآزمایی بالینی مرحله II و III درباره این دارو انجام میشود که نشان داد بیمارانی که پیش از این درمان ضدویروس دریافت نکردهاند، در صورتی داروی ادورانت را به همراه سایر داروهای ضدویروسی دریافت کنند، میزان بار ویروسی آنها ۸۳ درصد کاهش پیدا میکند.
عوارض جانبی این دارو شامل افسردگی، بیخوابی، سردرد و دانههای پوستی است.
اشتباه بزرگ نام قرص نهادن بر این سم آفات کشاورزی است . سم برنج قرص نیست بلکه سم است . در کشورهایی مثل هند، سریلانکا و حتی ایران که بافت کشاورزی داشتهاند از این قرص برای خودکشی استفاده میشده است ، اما اکنون به دلیل ناآگاهی نوجوانان و جوانان استفاده مهلکی از آن می شود که موجب مرگ دردناک همراه با زجر و عذاب آنان می گردد و آن اشتباه گرفتن این قرص با داروهای نشاط آور است . قرص برنج هیچگونه علایم نشاط انگیز یا توهمزایی ایجاد نمیکند، انرژیزا هم نیست و قرصی بسیار خطرناک است که نه تنها موجب مرگی همراه با زجر بسیار زیاد می شود بلکه بوی نفرتانگیز نیز دارد. پژوهشگران می گویند به دلیل عوارض بسیار زیاد این سم ، حتی برای مردن نیز راه مناسبی نیست .
مسمومیت با قرص برنج خطرات غیرقابل جبران و حتی مرگ را به همراه دارد و تاکنون پادزهر مناسبی برای آن شناخته نشده است. مسمومیت با قرص برنج در سال های اخیر به عنوان یک عامل مهم مسمومیت های شدید و منجر به فوت ، بخصوص در کشور ایران محسوب میگردد . آمارهای منتشر شده، حکایت از مشاهده ۱۲۴ مورد مسمومیت با قرص برنج در سال ۸۴ دارد .
قرص برنج ترکیب خطرناکی از فسفیدهاست که برای جلوگیری از آفتزدگی برنج انبار شده مصرف میشود. این سم کشنده، سلولهای شریانهای کوچک انتهای بافت قلب و همچنین بافت ریه را بیش از هر نقطه دیگر تحت تاثیر قرار میدهد. تخریب این سلولها باعث نشت مایع به فضای خارج عروق میشود و ضربان نامنظم قلب (آریتمی قلبی) و اِدم ریوی را در پی دارد .
به علت سمی بودن بیش از حد این قرص، مصرف یک چهارم این قرص موجب مسمومیت شدید و استفاده از نصف این قرص سبب مرگ انسان می-شود .
درگزارشی از هندوستان میزان مرگ و میر ناشی از مسمومیت با فسفینها از جمله آلومینیوم فسفاید ( فسفید آلو مینیوم یا قرص برنج) ۴۹ درصد گزارش شده است . البته مقدار مصرف شده این سم در افراد گزارش نشده است .
البته اگر تخلیه معده ظرف یک ساعت پس از مصرف این قرص مهلک شروع شود، شانس حیات وجود دارد، در غیر این صورت حتی نصف قرص هم کشنده خواهد بود.
مرگ در ساعات اولیه به خاطر افت فشار و در ساعات بعدی درنتیجه نارساییهای کلیه و کبد رخ میدهد.
این قرص بیشتر در نواحی شمالی کشور ایران به منظور حفظ و نگهداری برنج در انبارها و جلوگیری از تخریب آنها توسط حشرات و همچنین دفع آفات سایر غلات انبار شده استفاده میشود. اما سوال مهم این است که سمی که اصولا باید فقط در دسترس کشاورزان و تاجران برنج باشد، چرا در عطاریها عرضه میشود؟
قرص برنج چیست ؟
قرض برنج ترکیب خطرناکی از فسفیدهاست که جهت جلوگیری از آفت زدگی برنج انبار شده , مصرف می گردد . فسفیدها همچنین جهت دفع آفات سایر غلات انبار شده و جلوگیری از کپک زدگی و جونده کش و غیر نیز مصرف می گردد .
با تماس این ماده با رطوبت با اسید , گاز خطرناک فسفین آزاد می گردد که علت اصلی توکسیسیتی این ماده است و هر چه این ترکیبات تازه تر باشد گاز بیشتری آزاد کرده و خطر ناک تر هستند .
اثرات تماس با قرص برنج :
تماس انسان با قرص برنج می تواند عوارض شدید و کشنده ای در بر داشته باشد .
بر اساس گزارشات , فسفیدها ( فسفید آلومینیوم … ) باعث تحریک شدید دستگاه گوارش , اختلالات قلبی عروقی , هیپوتاسیون , شوک , آرتیمی , نارسایی قلبی , ادم ریوی , اسیدوز متابولیک , آسیب کبدی و کلیوی , ترومبوسیتوپنی و نشنج نهایتا کما و مرگ تا ۷۲ ساعت بعد از مصرف می گردد .
عوارض گوارشی ۵ الی ۱۰ دقیقه پس از مصرف حادث شده و سپس سایر علائم ظاهر می گردد تسریع در درمان حتی در بیماران به ظاهربی علامت اهمیت بارزی در بهبود بیماران دارد .
مکانیزم اثر :
مکانیزم احتمالی اثر این مواد ( فسفین ) بلوک سیتوکروم اکسیداز و مهار فسفوریلاسیون اکسیداتیو و در نتیجه مرگ سلولی است . بنابراین دستگاههایی که به مقدار اکسیژن بیشتری نیازدارند نسبت به این سم حساس تر و آسیب پذیر تر باشند این ارگانها عبارتند از :مغز , قلب و کبد و کلیه
عوارض ناشی از مصرف قرص برنج یا فسفین :
عوارض حاد : استنشاق فسفین باعث ایجاد سردرد , گیجی , خستگی سرفه همراه با خلط ( سبز رنگ ) , اختلال در حرکت , صحبت کردن , تهوع و استفراغ , درد معده اسهال , سردرد و…
مصرف خوراکی : تهوع , درد معده , استفراغ , اسهال , تنگی نفس , احساس سرما , عطش , سر درد , تشنج و کما می باشد مرگ بعد از ۴ روز یا حداکثر ۲ هفته با نارسایی قلبی حادث می گردد .
استنشاق مزمن : کاهش اشتها , کاهش وزن , آنمی , شکستگی خود بخود استخوان , دندان درد و تورم ونکروز فک
دوز سمی : با مصرف ۴/۱ قرص سمیت ایجاد می گردد .
در بزرگسالان خوردن این ماده یکی از علل خودکشی می باشد برای مثال شایعترین عامل خودکشی در هند خوردن یا استنشاق اتفاقی این ماده سمی می باشد ( مصرف حتی ۵/۱ گرم از این قرص باعث مرگ می شود ).
درمان
اقدامات اولیه : بعد از مشاهده علائم , بیمار را به هوای آزاد برده و در صورت هوشیاری و در صورت مصرف خوراکی , با ایجاد تهوع سعی در خارج کردن ماده سمی از معده می نماییم .
الف : درمان علامتی : البته باید متذکر شویم درمان علامتی بوده بطور مثال : در صورت خورده شدن ماده سمی ( فسفیدآلومینیوم ) : ایجاد تهوع فوری در بیماران ( لاواژ ) و بعد از آن شستشوی معده با ۲ الی ۴ لیتر آب : تجویز ذغال فعال , اقدامات حمایتی و نگهدارنده که بر اساس شرایط بیمار متفاوت است .
درمان ادم دریه : مصرف اکسیژن
ب : درمان اختصاصی
درمان اختصاصی سولفات منیریم وریدی می باشد .
نکته :
در خصوص استفاده از قرص برنج و مسمومیت ناشی از فسفین (PH3 ) چندین نگرش و فرضیه وجود دارد که در تیم های تخصصی و کارشناسای همچنان در حال بررسی موضوع هستند .
اولین فرضیه :
مصرف قرص برنج ( فسفیدالومینیوم ) صرفا ً جهت خودکشی
دومین فرضیه : مصرف اشتباه قرص برنج به جای قرصهای روانگردان ( اکستازی ) بدلیل شباهت ظاهری این دو قرص به یکدیگر .
سومین فرضیه : وجود ناخالصی در قرصهای اکستازی که در پروسه سنتز این قرصها ایجاد می گردد که یکی از این ناخالصی ها سم فسفین می باشد ( در تولید قرص اکستازی از ماده پایه ( آمفتامین ) فسفر قرمز مصرف شده که فسفین یکی از مواد باقی مانده از این واکنش می باشد .
اسامی مشابه:
فسفید آلومینیوم , هیدروژن فسفید ( فسفروس تری هیدرید , فسفرتید هیدروژن )
فسفید آلومینیوم : در مجاورت رطوبت و آب به فسفید هیدروژن تبدیل می گردد.
خصوصیات فیزیکی : گازی بدون رنگ , قابل اشتغال , بوی شبیه به ماهی گندیده , حلالیت مناسب در آب و الکل به صورت قرص یا پودر در بازار یافت می شود .
سمیت : گازی با سمیت بالا که بر سیستم گوارشی و سیستم اعصاب اثر می گذارد .
فسفین بعنوان یک حشره کش برای جلوگیری از آلودگی غلات , خوراک دام , تنباکو استفاده می گردد که به صورت قرصهای فسفید ( فسفید روی , فسفید کلسیم و فسفید آلومینیوم ) که موسوم به قرص برنج می باشد موجود است .
این ماده سمی به راحتی جذب گوارشی گشته و بعد از حل شدن در مایعات بدن , به صورت ماده سمی فسفین در می آید سایر متابولیت ها عبارتند از فسفریک اسید , فسفات , که از طریق ریه رفع می گردند .
نکته قابل توجه این است که فسفین در بافتهای بدن مجتمع نمی یابد .
دوزهای سمی
مدت : مقدار دوز خوراکی ۴۱mg/kg باعث ایجاد سمیت قوی و مرگ حیوان می گردد .
انسان : از طریق استنشاق :
مقدار۹٫۸mg/m3 فسفین : ایجاد عوارض خطرناک بعد از چند ساعت
مقدار۲۸۰mg/m3 فسفین : ایجاد عوارض خطرناک بعد از یک ساعت
مقدار۵۶۰mg/m3 فسفین : مرگ مصرف کننده در ۶۰ دقیقه اول
گزارشات رسیده بیانگر مطلب بود که در ۵۶% موارد مسمومیت با این ماده مقدار ۱۴-۷ ۳ cm mg/ در هوا دوز کشنده می باشد و
با توجه به مطالب بیان شده می توان نتیجه گرفت اثر بر سلامتی وابسته به دوزماده سمی می باشد .
از طریق گوارشی : خوردن ۵/۱ گرم آلومینیوم فسفید باعث مرگ انسان می شود.
پاتولوژی فسفین :
پاتولوژی فسفین شامل جلوگیری از فرآیند اکسیداز در سیتوکروم بوده که این امر باعث افزایش رادیکالهای آزاد و آسیب بافتی می گردد .
با توجه به این مطلب ارگانهایی که به مقدار اکسیژن بیشتری نیاز دارند نسبت به این سم حساس تر و آسیب پذیر تر می باشند این ارگانها عبارتند از مغز , کلیه , قلب و کبد .
استنشاق این ماده باعث بروز نارسایی ریوی , سرفه شدید همراه با خلط سبز رنگ , سرد رد , تنگی نفس , گیجی , خواب آلودگی , گشادی قلب , تشنج و کوما خواهد گردید.
عوارض جانبی :
عوارض جانبی از ساعات اولیه بعد از استنشاق فسفین نمایان می گردد طبق مطالعات انجام شده در ۹۲ درصد مصرف کننده آلومینیوم فسفید , ۶۶ مورد مرگ (۷۲% ) مشاهده گردید که ۶۰ نفر در ساعات اولیه بعد از مصرف این ماده فوت شده اند .
عوارض مزمن عبارتند از از انمی , برونشیت , اختلال گوارشی , نارسایی ریه عدم تعادل در تکلم و حرکت ,
عوارض جانبی :
الف . قلبی عروقی : تا کی کاردی ، افت فشار خون , عدم فعالیت ماهیچه قلب , نارسایی احتمالی قلب و شوک که از عوارض کشنده ناشی از مصرف فسفین می باشد .
A ) اختلالات هدایتی در قلب : دیس ریتمی , تپش قلب :
دیس ریتمی : مشکلات در سیستم هدایت الکترولیتی قلب که از عوارض معمولی ناشی شده از مسمومیت با فسفین می باشد مطالعات انجام شده در ۴۱۸ نفر مصرف کننده فسفید الومینیوم نشان داد که ۲/۳۸ % آنها دچار مشکل فوق گشته اند ( سال ۱۹۹۱ میلادی )
تپش قلب : در تحقیق دیگری که انجام گردید ۵۴% از موارد بررسی شده دچار این مشکل گردیده اند ( تاکی کاردی )
درمان : مصرف سولفات منیزیم وریدی
B) افت فشار خون : کاهش فشار خون در ۳۵% موارد مسمومیت با الومینیوم فسفید مشاهده شده است .
ب ) ریوی : تحریک غشا موکوسی دهان , گلو , مجاری تنفسی که باعث تنگی نفس , تنفس ضعیف و سطحی , سرفه و در نهایت ادم ریه
A ) dyspnea : علائم دیس پنی شامل سرفه در اثر خلط سبز رنگ که ۱/۲ درصد از مسمومین دچار این عارضه گشته اند .
B ) آسیب ریوی حاد : آسیب ریه با استنشاق گاز فسفین ایجاد می گردد که با ادم ریه همراه است که ۸% از مسمومین دچار این عارضه گشته اند .
تمام افراد متوفی در اثر مسمومیت با گاز فسفین دچار ادم ریه شده اند .
ج ) گوارشی : تهوع , استفراغ , درد معده , اسهال
A : تهوع : تهوع و استفراغ بعد از مصرف خوراکی فسفید آلومینیوم ایجاد می شود . تمام افراد که این
ماده را مصرف کرده اند دچار عارضه فوق شده اند .
B : درد معده : ۶۰ % از مسمومین با این سم دچار درد معده شده اند .
C : اسهال : در ۶۰ % موارد مشاهده شده است .
د : نو رولوژیک : گیجی , سر درد و خستگی , خواب آلودگی ـ دلشوره و اضطراب و تشنج و کوما و مرگ
A : مقادیر زیادی از سم فسفین باعث ایجاد علائمی از قبیل : سردرد , گیجی , ضعف و خستگی , خواب آلودگی , احتلال حرکتی وتکلم اختلال دربینایی می گردد .
B : حملات ناگهانی : حملات شبیه صرع و تشنج که منتهی به کما و مرگ می گردد .تمام موارد مسموم شده با فسفین با ایجاد نشنج به بیمارستان منقل شده اند و
C : اضطراب و تشویش : ۷۹ % از مسمومین دچار اضطراب و دلشوره بوده اند .
هـ کبدی . یرقان , زردی و آسیب کبدی بسیار قابل توجه است .
خوردن مقادیر زیاد سم فسفین یا فسفید آلومینیوم باعث ایجاد یرقان و افزایش سطح سرمی ترانس آمیلاز می گردد . ۳۰ % افرادی که با فسفید آلومینیویم مسموم شده اند دچار یرقان گردیده و ۲۰% از آنهادچارافزایش غلظت سرمی ترانس آمیناز می گردند ۸% از مسمومین افزایش بیلی روبین داشته اند .
و کلیه :
A ) فعالیت غیر نرمال کلیه و دفع پروتئین : با آسیب کلیه , دفع پروتئین ایجاد می گردد .
B ) نارسایی حاد کلیه :۴۰ % از مسمومین دچار نارسایی حاد کلیه شده اند .
ز : اسیدوز :
اسیدوز متابولیک و تنفسی : ۳۲ % از مسمومین دچار اسیدوز متابولیک شده و همین امر باعث کاهش ثانویه فشار خون می گردد .
ح : هماتولوژی : از عوارض نادر می باشد که شامل همولیزومت هموگلوبینمیا می باشد .
A : همولیز : مسمومین بالا ۲۸ سال بعد از ۲۴ ساعت دچار استفراغ شدید درد و گوارشی اسیدوزمتابولیک , کاهش ثانویه فشار خون می گردد . که حاکی از همولیز است علائم همولیز عبارتند از : یرقان , افزایش سطح سرمی بیلی روبین , کم خونی , افزایش هموگلوبین خون و هموسید ری در ادرار
B : مت هموگلوبینمیا : با مصرف ۶ گرم آلومینیوم فسفید ایجاد شده علائم , استفراغ شدید و غیر قابل کنترل , درد معده , کاهش فشار خون , خواب آلودگی , همولیز , دیرسیون بافت قطب که ۲۴ ساعت بعد از مسمومیت ایجاد شده , ۱۷ % دچار عارضه فوق گشته اند ( بعنوان فاکتوری جهت تشخیص با فسفین می توان در نظر گرفت ) .
ط . پوستی : تعریق , زردی , سیانوز , پوست
A ) تعریق ۸۲ % مسمومین دچار تعریق مفرط می گردد .
B ) : سیانوز ۳۷% دچار عارضه فوق می گردد .
سایر عوارض :
کاهش قند خون: قند خون بشدت پایین آمده ۳۰واحد بعد از ۱۱ روز در بیمار مشاهده شده است .
کاهش پتاسیم : ۳۶% مسمومین دچار هیپوکالمی شده اند .
کاهش یا افزایش منیریم : کاهش منیزیم گاهاً ایجاد شده اما در ۸۵ % از مسمومین افزایش مسمومین دیده شده است .
تناسلی : هنوز مشخص نگردیده است .
کارسینوژن : در انسان باعث افزایش تورمورها لنفوم می گردد .
درمان
بعد از مشاهده اولین علائم که شامل تهوع : استفراغ , درد شکم, تنگی نفس می باشدمسموم را به هوای آزاد برده و در صحت هوشیار بودن و مصرف خوراکی با ایجاد تهوع سعی در خارج کردن ماده سمی می نمائیم و بعد از آن شستن معده بیمار با ۲ الی ۴ لیتر آب , دادن زغال فعال می باشد .
در مورد افرادی که دچار تنگی نفس شده اند باید اکسیژن رسانی صورت گیرد . در صورت مشاهده تا کی کاردی تزریق منیریم سولفات وریدی به مسموم ,مصرف داروی Trimetazidin ۲۰mg ( باعث افزایش اکسیژن رسانی به بافت قلب می گردد ) ۲ بار در روز باعث کاهش دیس ریتمی قلب می گردد سایر درمانها بسته به علائم مشاهده شده در مسموم صورت می گیرد.
بهبودی و زنده ماندن بیمار برای ۴ روز به درمان به موقع بیمار بر می گردد . با این وجود زندن ماندن بسیار و سلامت او وابسته به میزان آسیب کلیه و کبد می باشد که در اصل وابسته به میزان سم مصرف شده است .
تست آزمایشگاهی :
متاسفانه در ساعات اولیه امکان تشخیص سریع سم در بدن وجود ندارد و صرفاً با مشاهده با علائم
می توان میزان مسمومیت را تخمین زد . بعد از ۲۴ ساعت با اندازه گیری مت هموگلوبین , مسمومیت با فسفید آلومینیوم تائید می گردد .
پاسخ به پرسش های اساسی در رابطه با قرض برنج :
آیا «قرص برنج» همان اکستازی است؟
حدود یک-سال پیش به دنبال مسمومیت چهار —- دانش آموز در اثر مصرف قرص برنج و اضافه شدن قربانیان دیگر به این مجموعه، جمله غلطی بر زبان-ها جاری شد که به دنبال خود اتفاق تلخی را رقم زد. این جمله که سهوا بیان شد این بود «قرص برنج همان اکستازی است که به تازگی و با نام جدید قرص برنج به ایران وارد شده است».
این جمله آغازی بود بر افزایش قربانیان ناشی از این قرص مهلک که با تصور واهی ایجاد لحظاتی توهم زا از آن استفاده می-کردند، اما واقعیت بسیار متفاوت و دردناک است.
واکنش این قرص در بدن چگونه است؟
در تماس این ماده با رطوبت و یا اسید معده، -ماده سمی و خطرناکی به نام «فسفین» آزاد می-شود که علت اصلی سمیت مهلک این ماده است و هرچه این ترکیبات تازه-تر باشد گاز بیشتری آزاد کرده و خطرناک تر خواهد بود.
مکانیزم احتمالی اثر این ماده، مهار چرخه سیتوکروم اکسیداز (تنفس سلولی) و در نتیجه مرگ سلولی است. بنابراین دستگاه-هایی نظیر مغز، قلب، کبد و کلیه که به مقدار اکسیژن بیشتری نیاز دارند نسبت به این سم حساس-تر و آسیب پذیرتر هستند.
عوارض قرص برنج چست؟
مصرف قرص برنج می-تواند عوارض شدید و کشنده-ای در بر داشته باشد. بر اساس نتایج بدست آمده از بررسی مسمومین با این قرص، فسفیدها به ویژه فسفید آلومینیوم باعث تحریک شدید دستگاه گوارش، -اختلالات قلبی عروقی، کاهش فشار خون، شوک، آرتیمی، نارسایی قلبی، ادم ریوی، اسیدوز متابولیک، آسیب کبدی و کلیوی، کاهش پلاکت خون، تشنج و نهایتا کما و مرگ تا ۷۲ ساعت پس از مصرف می-شود.
چگونگی شروع عوارض و نوع عوارض :
عوارض گوارشی معمولا ۵ تا ۱۰ دقیقه پس از مصرف ایجاد شده و سپس سایر علائم ظاهر می شود. عوارض حاد ناشی از مصرف این قرض که معمولا دقایقی پس از استنشاق گاز فسفین ظاهر شده می-تواند شامل سردرد، گیجی و خواب آلودگی شدید، خستگی، سرفه شدید همراه با خلط س بز رنگ، اختلال در حرکت و تکلم، تنگی نفس، تهوع و استفراغ، درد معده و اسهال باشد.
مسمومیت ناشی از خوردن این قرص با چه علایمی بروزمی کند؟
مسمومیت ناشی از خوردن قرص برنج عموما شامل تهوع و استفراغ، درد معده، اسهال، تنگی نفس،- احساس سرما، عطش فراوان، سردرد، تشنج و کما است. مرگ بین ۳۰ تا ۶۰ درصد موارد مسمومیت معمولا در ساعات اولیه و حداکثر تا ۷۲ ساعت بعد روی می-دهد.
قرص برنج در چه صورتی مرگ را به دنبال دارد؟
علائم ناشی از استنشاق مزمن آن به صورت کاهش اشتها، کاهش وزن، -کم خونی، شکستگی خود به خود استخوان است، مرگ به دنبال مصرف نیمی از قرص و یا ۱/۵ گرم می-تواند ایجاد شود.
عوارض قلبی عروقی قرص برنج :
عوارض جانبی ناشی از مصرف قرض برنج را در سیستم قلبی عروقی، تپش قلب، اختلالات هدایتی قلب، افت فشار خون، عدم فعالیت ماهیچه قلب، نارسایی احتمالی قلب و شوک که از عوارض کشنده ناشی از مصرف فسفین است.
عوارض تنفسی قرص برنج :
این قرص در دستگاه تنفسی نیز به تنگی نفس، تنفس ضعیف و سطحی، سرفه شدید سبزرنگ منجر می شود
عوارض گوارشی قرص برنج :
با آسیب به دستگاه گوارش فرد دچار تهوع، استفراغ، درد معده و اسهال شده می شود
عوارض عصبی قرص برنج :
اختلال در دستگاه عصبی به صورت گیجی، سردرد و خستگی، خواب آلودگی، دل-شوره و اضطراب، تشنج،- کما و مرگ منجر شده و در کبد زردی و در کلیه نارسایی حاد بروز می کند.
اقدامات اولیه در مواجهه با مسمومیت با قرص برنج :
باید پس از مشاهده اولین علائم که شامل تهوع، استفراغ، درد شکم و تنگی نفس است، مسموم را به هوای آزاد برده و در صورت هوشیاری و مصرف خوراکی، با ایجاد تهوع سعی در خارج کردن ماده سمی از معده کرده کرد و فرد را سریعا به مراکز درمانی رساند .
اقدامات در بیمارستان :
شستشوی معده اولین اقدام است . بعد از شستن معده بیمار با ۲ تا ۴ لیتر آب، به دادن زغال فعال (شارکول) اقدام -کنیم. همچنین در مورد افرادی که دچار تنگی نفس شده-اند، باید اکسیژن رسانی صورت گیرد؛ زیرا بهبودی و زنده ماندن بیمار به درمان به موقع و نیز میزان آسیب کلیه و کبد مرتبط بوده که وابسته به میزان سم مصرف شده می-باشد.
درمان اختصاصی :
درمان اختصاصی بیماری تزریق سولفات منیزیم وریدی است.
خطر عود بیماران زمانیکه لیتیوم یا داروهای آنتیسایکوتیک سریع قطع شوند بیشتر از زمانی است که به تدریج قطع شوند. جهت مقایسه قطع سریع (7-1 روز) در مقابل قطع آهسته (? 14 روز) داروهای ضدافسردگی، محققان 398 بیمار را با اختلالات افسردگی ماژور، اضطراب ناگهانی و اختلال دوقطبی پیگیری کردند....
طی مدت پیگیری مطالعه (8/2 سال) مدت زمان متوسط درمان با داروهای ضدافسردگی 5/8 ماه بود. داروها زمانی که بیماران از لحاظ بالینی مناسب بودند قطع میشدند. داروهای ضدافسردگی در 188 بیمار به صورت سریع و در 210 بیمار به صورت تدریجی قطع شدند. روش قطع براساس نظر بیمار یا پزشک بود و بیماران تصادفی تقسیم نشده بودند. قطع سریع در مقایسه با قطع تدریجی مدت زمان کمتری را تا عود فاصله داشت (متوسط 6/3 در مقابل 4/8 ماه). این یافتهها مخصوصا در رابطه با بیماران دو قطبی و اضطراب ناگهانی صادق بود. در رابطه با داروهای مختلف، مدت زمان عود بعد از قطع سریع مشابه بود. اما بعد از قطع تدریجی فاصله زمانی تا عود در مورد سهحلقهایها به مراقبت، بیشتر از داروهای ضدافسردگی جدید بود. خطر عود برای داروها با نیمه عمر بیشتر، کمتر مطرح بود و ارتباطی با دوز داروهای ضدافسردگی، مدت زمان بیماری یا درمان با مصرف داروهای همزمان نداشت.
رهنمود: هرچند که این مطالعه باید تکرار شود، با مطالعات سایر سایکوتروپیکها در یک رده قرار میگیرد. قطع سریع خطر عود را به مقدار زیادی افزایش و دوران کمون عود را کاهش میدهد. پزشکانی که میخواهند داروهای ضدافسردگی، به خصوص مهارکنندههای کوتاهاثر باز جذب سروتونین را قطع کنند، باید دوزها را طی هفتهها تا ماهها کاهشدهند. پزشکان باید این خطر را به بیماران درصورت تمایل آنها به قطع سریع داروها هشدار دهند.
سال میلادی گذشته، سال 2010، شاهد ارائه چند داروی جدید خوراکی برای درمان اماس بود.
در چند دهه گذشته پژوهشها برای یافتن درمانهای جدید برای درمان اماس ادامه داشته است، گرچه این پژوهشها سیر آهستهای داشته است، اما توانستهاند به ایجاد درمانهایی بینجامد که زندگی مبتلایان به این بیماری تحلیلبرنده مغز و اعصاب را بهبود بخشیده است.
اما این سیر مداوم و آهسته در سال گذشته، سرعت زیادی گرفت و سازمان غذا و داروی آمریکا چند داروی جدید برای درمان بیماران اماس را تایید کرد.
به گزارش انجمن ملی اماس آمریکا میگوید در سال 2010 پیشرفتهای بیسابقهای از لحاظ تولید داروهای جدید برای اماس به وجود آمد.
این داروهای جدید نه تنها راههای جدیدی برای درمان اماس فراهم میکنند، بلکه از این لحاظ که خوراکی هستند، میتوانند گزینههای جدیدی برای بیماران اماس فراهم کنند که پیش از این تنها داروهای تزریقی یا داخل وریدی را در اختیار داشتند.
داروهای خوراکی تایید شده در سال 2010 برای درمان اماس اینها هستند:
گیلنیا (fingolimod)، اولین دارویی که برای کاهش عود و به تاخیر انداختن پیشرفت بیماری اماس طراحی شده است.
آمپیرا (dalfampridine) اولین دارویی که برای درمان علائم خاص اماس - در این مورد بهبود توانایی راه رفتن بیماران- تایید شده است.
نودکستا- یک ترکیب دو دارویی که برای درمان بیماران اماس که کنترل عواطف خود را از دست دادهاند، طراحی شده است. برخی از بیماران اماس دچار یک پیامد عاطفی شدید بیماری میشوند که به صورت گریه کردن یا خندیدن غیرقابل کنترل بروز میکند.
دکتر سحر میرپور
Medical News Today: نتایج حاصل از یک کارآزمایی بالینی نشان داد که استفاده از پروپوکسیفن باعث افزایش خطر آریتمیهای قلبی کشنده میشود. این دارو که به نامهای تجاری دارون (Darvon)، داروکت (Darvocet) و زانودین (Xanodyne) در بازارهای آمریکا به فروش میرسد، از طریق تغییر سیگنالهای الکتریکی قلب باعث بروز آریتمی میشود...
سازمان نظارت بر غذا و دارو اعلام کرده که پزشکان تا اطلاع ثانوی از نسخه کردن این دارو خودداری کنند. این سازمان همچنین از شرکتهای تولیدکننده محصولاتی که دارای ترکیبات پروپوکسیفن هستند، درخواست کرد که داروهای خود را از داروخانههای ایالاتمتحده جمعآوری کنند. این سازمان اعلام کرد: «اگرچه پروپوکسیفن ترکیبی است که برای تسکین دردهای شدید بسیار موثر است، اما به نظر میرسد تجویز آن باعث به خطر انداختن سلامت بیماران شده و ایمنی لازم را دارا نیست.»
این سازمان همچنین به صورت فوری هشدار داد بیمارانی که از این دارو به عنوان مسکن استفاده میکنند، این دارو را قطع کرده و هرچه سریعتر برای تعویض دارو به پزشکان خود مراجعه کنند. پروپوکسیفن از ترکیبات دارویی اپیویید است که در سال 1957 میلادی برای تخفیف درهای خفیف تا متوسط تولید شد. از سال 1978 مصرف بدون نسخه این دارو ممنوع شد. در ژانویه سال 2009 میلادی اگرچه اکثریت کمیته بررسی کیفیت داروهای سازمان نظارت بر غذا و دارو با جمعآوری و ممنوعیت فروش این دارو موافق بودند، اما دلایل کافی برای این اقدام را نداشتند. در جولای سال 2009، مطالعات نشان داد که افزایش بیش از حد دوز این دارو میتواند خطرآفرین باشد و مصرف آن با دوز مناسب بلامانع است. در این زمان سازمان نظارت بر غذا و دارو تنها از شرکتهای تولیدکننده درخواست کرد که در بروشورهای دارویی توضیح دهد که مصرف بیش از حد این دارو میتواند خطرناک باشد
از سال گذشته تاکنون برای ارزیابی میزان خطر این دارو مطالعاتی صورت گرفت و نتایج حاصل از این مطالعات نشان داد که حتی مصرف دوز مجاز از این دارو ممکن است باعث تغییرات الکتریکی قلب شده و به آریتمیهای خطرناک و مرگ ناگهانی قلبی منجر شود. یکی از مسوولان سازمان نظارت بر غذا و دارو در این باره میگوید: «برای اولین بار مطالعات نشان دادند که درمان استاندارد با پروپوکسیفن میتواند خطرناک باشد، اما بیمارانی که برای مدتهای طولانی از این دارو استفاده کردهاند نباید نگران باشند، زیرا عوارض این دارو اثرات تجمعی ندارد و به محض اینکه بیمار مصرف این دارو را قطع کند، دیگر خطری وی را تهدید نمیکند.»
التهاب حاد ناشی از نقرس را میتوان با تجویز داروهای ضدالتهاب غیراستروییدی، کورتیکواستروییدها و به ندرت کلشیسین درمان کرد، اما درمان اصلی نقرس کاهش تجمع بافتی اسیداوریک با تجویز آلوپورینول و پروبنسید است. تجویز کلشیسین با دوز پایین هم جنبه پیشگیرانه دارد...
Rx:
1) Indomethacin, 50 mg PO tid orqid for 1-3 d,
2) Colchicine,
برای موارد عود حاد به صورت خوراکی: 2/1 میلیگرم برای دوز اول، دوز دوم یک ساعت بعد، به میزان 6/0 میلیگرم.
3) Prednisone,
دوز ابتدایی: 40 میلیگرم، خوراکی، روزانه، برای 1 تا 3 روز. با توجه به پاسخ بیمار به درمان، در عرض 2 هفته دارو قطع میشود.
4) Probenecid, 250 mg PO bid for 1 wk, then 500 mgbid,
دوز دارو میتواند تا 3 گرم در روز افزایش یابد
5) Allopurinol,
دوز ابتدایی: 100 میلیگرم در روز خوراکی. براساس سطح اسیداوریک سرم، ماهانه تیتر آن اندازهگیری میشود.
دوز نگهدارنده: 300 تا 400 میلی گرم در روز، خوراکی.
دوز موثر براساس GFR:
400 میلی گرم خوراکی، روزانه برای 140 میلیلیتر در دقیقه کلیرانس کراتینین،
300 میلیگرم، برای 100 میلیلیتر در دقیقه کلیرانس کراتینین،
200 میلیگرم، برای 60 میلیلیتر در دقیقه کلیرانس کراتینین،
150 میلیگرم، برای 40 میلیلیتر در دقیقه کلیرانس کراتینین،
100 میلیگرم، برای 20 میلیلیتر در دقیقه کلیرانس کراتینین.
منبع: emedicine.medscape.com
نسخه پیشنهادی:
Diclofenac Tab 25 mg n=30
One tab q6 h
+
Baclofen tab 10 mg n=10
One tab at bedtime
+
Methocarbamol tab 500 mg n=10
One tab q 8 h
نکته:
-استفاده از گلوکوکورتیکوئید ها در درمان کمر درد حاد توصیه نمی شود.
-استراحت در بستر در درمان کمردرد حاد توصیه نمی شود.
منبع:
UpToDate 18.1
نویسنده: دکتر کامران آقاخانی
متخصص پزشکی قانونی، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران
یکی از مسایلی که میتواند باعث ایجاد عوارض در بیمار و درنتیجه طرح شکایت در مراجع قانونی علیه پزشک شود، مساله بدخط و ناخوانا بودن نسخه نوشته شده توسط پزشک است که این امر موجب تحویل داروی نادرست به جای داروی تجویزشده به بیمار میشود و این مساله معمولا به دلیل بیحوصلگی و عجله پزشکِ نویسنده نسخه و یا توجه نکردن کافی کادر داروخانه به مندرجات نسخه پیش میآید.
بسیار مشاهده شده که به علت نزدیک بودن املای بعضی داروها به یکدیگر، داروخانه داروی دیگری را به اشتباه به بیمار تحویل داده است؛ مثلا به جای Metronidazol داروی Mebendazol و یا به جای Cotrimoxazol داروی Clotrimazol و یا به جای Diphenoxylate داروی Diclofenac یا Digoxine تحویل بیمار گردیده است.
در اینجا به نکاتی که رعایت آنها میتواند باعث رفع این مشکل شود اشاره میکنیم:
1) نام داروها به صورت حروف جدا از هم و خوانا درج شود.
2) دوری جستن از اختصار نویسی. برای مثال، بسیاری از همکاران در زمان نوشتن داروی آموکسیسیلین تنها به نوشتن Amo...اکتفا میکنند و در واقع بار کشف نام واقعی دارو را بر عهده همکار داروساز میگذارند.
3) ذکر شکل دارویی تجویز شده میتواند از اشتباه در تحویل داروهایی که تشابه اسمی دارند، جلوگیری نماید. در این حالت دیگر قرص خوراکی کوتریموکسازل با قرص واژینال کلوتریمازول اشتباه نخواهد شد.
4) لازم است دوز داروی تجویزی در نسخه مشخص شود، چرا که این امر در مواردی که همکار داروساز به هر دلیلی در تعیین دقیق نام دارو دچار مشکل شود میتواند کمککننده باشد. برای مثال، در این حالت حتی اگر نسخه ناخوانا هم باشد دیگر قرص 50mg دیکلوفناک با قرص mg 25/0 دیگوکسین اشتباه نخواهد شد.
5) ثبت نحوه و مدت زمان مصرف دارو نیز میتواند در امر تشخیص داروی تجویز شده مؤثر باشد برای مثال، با ثبت مصرف داروی دیفنوکسیلات به صورت روزی 3 قرص تا رفع اسهال بیمار، دیگر داروخانه این دارو را با قرص دیفنهیدرامین که تا زمان رفع رینیت بیمار تجویز شده است، اشتباه نخواهد کرد.
6) سن، جنس، باردار بودن، دیالیزی بودن و اطلاعاتی از این قبیل را در نسخه ذکر کنید تا چنانچه فرضاً داروی نامناسبی تجویز کردید داروساز به این اشتباه پی ببرند.
7) چنانچه اعداد را به انگلیسی می نویسید حتما از صفر راهنما (0) قبل از نقطه در مقادیر کمتر از واحد استفاده کنید.برای مثال، mg 5/0 به جای 5mg.

مدیریت درمان نشانگان تونل کارپال
نویسنده: دکتر شیرین میرزازاده
نشانگان تونل کارپال، عارضهای است که در آن فشار در ناحیه تونل کارپال افزایش یافته و عملکرد عصب مدین در مچ دست تحت تاثیر قرار میگیرد. به علاوه، فشار وارده جریان خون عروق ریز این ناحیه را هم مختل میکند.
این فشار در اثر حرکات مچ دست و خم کردن انگشتان افزایش مییابد. به دنبال تشدید علایم، فرد در ناحیه مچ دست احساس ناراحتی کرده و عملکرد این عضو مختل میشود.
عوامل زمینهساز
مطالعات متعددی نشان دادهاند فعالیتهایی که فشار فیزیکی و لرزشهای مداوم را به ناحیه مچ دست تحمیل میکنند، باعث ابتلا به نشانگان تونل کارپال میشوند. برخلاف آنچه تصور عموم است، مشاغلی مانند تایپ و کار طولانیمدت با کامپیوتر، در مقایسه با بسیاری از دیگر بیماریها، با احتمال کمتر ابتلا به نشانگان تونل کارپال همراهند. ابتلا به عفونتهایی مانند بیماری لایم، بیماریهای التهابی مانند نقرس و آرتریت روماتویید، دیابت، چاقی و بارداری از دیگر عوامل زمینهساز در این نشانگان محسوب میشوند.
درمانهای غیردارویی
درمان غیردارویی نشانگان تونل کارپال شامل بستن مچ دست و بیحرکت کردن مچ با استفاده از اسپلینت است. اسپلینت باید برای مدت سه ماه از شروع علایم به کار رود. در صورتی که بیحرکتسازی مچ دست و استفاده از اسپلینت به درستی صورت گیرد، در 80 درصد موارد طی چند روز تخفیف علایم مشاهده میشود. اسپلینت باید بهخصوص در طول شبها و نیز ساعاتی در طول روز (بسته به نوع شغل بیمار) مورد استفاده قرار گیرد. در زنان باردار، درمانهای غیردارویی و غیرجراحی ارجح هستند. بنابراین اسپلینت درمان انتخابی است. درمان با امواج ماورای صوت نیز در این بیماران مطرح شده که اثربخشی آن هنوز موردتردید است.
درمانهای دارویی
داروهایی که برای درمان نشانگان تونل کارپال مورد استفاده قرار میگیرند، شامل گروه داروهای ضدالتهاب غیراستروییدی (NSAIDs)، دیورتیکها، پیریدوکسین و کورتیکواستروییدها هستند. داروهای ضدالتهاب غیراستروییدی، دیورتیکها و استروییدهای خوراکی معمولا برای درمان علایم نشانگان تونل کارپال تجویز میشوند.
در یک کارآزمایی بالینی دیده شد درمان کوتاهمدت با استروییدهای خوراکی در مقایسه با دیورتیکها و ضدالتهابهای غیراستروییدی ارجح است؛ هرچند متاسفانه اکثر بیماران مجددا دچار تظاهرات علایم بیماری خواهند شد و بیشتر آنان بدون انجام جراحی هرگز بهبود نمییابند. هنوز هیچ مطالعهای وجود ندارد که اثربخشی ترکیبات ضدالتهاب غیراستروییدی را به تنهایی در بیماران ارزیابی کرده باشد. بسیاری از پزشکان برای شروع درمان نشانگان تونل کارپال، ابتدا به سراغ ترکیبات ضدالتهاب غیراستروییدی میروند؛ هرچند این داروها به تنهایی برای همه بیماران مشکلگشا نیستند. به هرحال توصیه میشود در مبتلایان به نوع خفیف تا متوسط نشانگان تونل کارپال، کاربرد ترکیبات ضدالتهاب غیراستروییدی بیفایده نخواهد بود. به یاد داشته باشید که معمولا پیش از دو هفته از شروع دارو، بهبود علایم مشاهده نمیشود و این ترکیبات در بیشتر موارد تنها برای مدت کوتاهی اثربخش هستند.
براساس این تفکر که افزایش مایع در فضای تونل کارپال به افزایش فشار در این ناحیه منتهی میشود، تجویز داروهای دیورتیک در این مبتلایان رواج یافت. یک مطالعه کنترلی دوسوکور روی دستهای 81 بیمار با تشخیص نشانگان کانال کارپال انجام شده است. به طور اتفاقی به گروهی از بیماران بندروفلوازید با دوزاژ 5 میلیگرم در روز برای مدت چهار هفته و به گروهی دیگر در تمام این مدت دارونما داده شد. بهبود شدت علایم بین نمره 0 تا 5 درجهبندی شد. متاسفانه نتایج این مطالعه از نظر آماری بیمعنی بودند.
نظریهای مطرح است که نشانگان تونل کارپال به دلیل کمبود پیریدوکسین در بدن عارض میشود. از آنجا که کمبود پیریدوکسین در بدن به نوروپاتی میانجامد، احتمالا چنین فرضی درست است. محققان فواید مصرف پیریدوکسین را به عنوان یک گزینه در درمان نشانگان تونل کارپال بررسی کردند. مطالعهای در این زمینه روی 32 بیمار مبتلا به نشانگان تونل کارپال انجام شد و نشان داد که پس از گذشت 12 هفته مصرف پیریدوکسین با دوزاژ 200 میلیگرم در روز در مقایسه با مصرف دارونما در همین مدت، در گروه دریافت کننده پیریدوکسین به میزان قابلتوجهی کاهش در ورم انگشتان و ناراحتی در دستها مشاهده شد؛ هرچند میزان بروز علایمی مانند مورمور شدن، درد شبانه و بیحسی انگشتان تغییر چندانی نداشت. از آنجا که درد شبانه آزاردهندهترین علامت نشانگان تونل کارپال است، متخصصان پیریدوکسین را در درمان علایم این بیماری چندان موثر ندانستند (با درنظر گرفتن احتمال مسمومیت به دنبال مصرف آن).
کورتیکواستروییدهای خوراکی و سیستمیک برای درمان نشانگان تونل کارپال در بیمارانی که علایم با شدت خفیف تا متوسط را پس از تعدیل عادات زندگی و اسپلینت همچنان تجربه میکنند، تجویز میشود. استروییدهای خوراکی مدتهاست در این گروه از بیماران مورد استفاده قرار میگیرند و بیش از ترکیبات ضدالتهاب استروییدی، دیورتیکها و پیریدوکسین موثر بودهاند. البته تجویز استروییدهای خوراکی به اثربخشی تزریق موضعی استروییدها نیست. مطالعات نشان دادهاند که تزریق استروییدها نسبت به مصرف خوراکی استروییدها در اثربخشی و کاهش طول مدت تجربه علایم آزاردهنده ارجحیت دارد. پاسخدهی اولیه به تزریق استرویید در حدود 70 درصد است؛ هرچند عود علایم شایع است و معمولا پس از گذشت یک تا دو سال از تجویز استرویید تزریقی اتفاق میافتد. متاسفانه برخی از بیماران بازگشت مجدد علایم را فقط پس از سپری شدن چند ماه تجربه میکنند.
معمولا استروییدهای تزریقی در ترکیب با بیحس کنندههای موضعی مانند لیدوکایین مورد استفاده قرار میگیرند و در یکی از دو منطقه (یا مستقیما در داخل تونل کارپال یا نزدیک به تونل کارپال) تزریق میشوند. در حالت دوم، خطر آسیب عصب مدین به حداقل میرسد و به میزان موثری تورم این ناحیه که عامل اصلی بروز نشانگان تونل کارپال است، کاهش مییابد. مانند سایر امراضی که در آنها تزریق موضعی استروییدها تجویز میشود، تعداد دفعات تزریق در طول یک سال باید محدود باشد تا خطر آسیب تاندونها و اعصاب به حداقل برسد.
درمانهای ترکیبی
از لحاظ نظری، استفاده از ترکیب داروهای مختلف در درمان نشانگان تونل کارپال ممکن است موثر باشد. البته هیچ مطالعهای برای اثبات این اثربخشی انجام نشده و از سویی دیگر، دستورالعملهای درمانی اعلام شده از سوی انجمن جراحان ارتوپدی آمریکا دارودرمانی ترکیبی را در درمان نشانگان تونل کارپال مورد تایید قرار ندادهاند.
منبع: USPharmacists

دکتر سمیه حنفی - چگونه درست نسخه بنویسیم؟
یک نسخه منطقی، نسخهای است که 1) همه استانداردها و ضوابط قانونی و علمی در نوشتن آن رعایت شده و 2) در برگیرنده اطلاعات شفاف و کاملی در مورد داروهای تجویز شده و نحوه مصرف آن باشد، بهطوری که پس از طی شدن مراحل نسخهنویسی پزشک و نسخهپیچی داروساز، بیمار بتواند داروی درست خود را با مقدار درست از راه مصرف درست، در فواصل مصرف درست و طی دوره مصرف درست بهکار برد...
بدیهی است هرچه نگارش نسخه منطقیتر و نسخه نوشته شده کاملتر باشد، احتمال بروز خطاهای دارویی و مخاطرات ناشی از آن کمتر خواهد بود. نباید فراموش کرد که نسخه دارویی علاوه بر ابعاد پزشکی، دارای ابعاد حقوقی و قانونی نیز هست.
به طور کلی یک نسخه دارویی باید شامل اجزا و عناصر زیر باشد:
1) علامت نسخه، 2) تاریخ، 3) مشخصات کامل درمانگر، 4) مشخصات کامل بیمار، 5) تشخیص، 6) مشخصات کامل دارو یا داروهای تجویز شده، 7) دستور مصرف، 8) امضا و مهر درمانگر، 9) دستور تکرار.
علامت نسخه
به منظور افتراق نسخههای دارویی از سایر دستورات پزشکی، بسیاری از پزشکان، فرایند نسخهنویسی را با درج علامت RX در سمت چپ قسمت بالای نسخه آغاز میکنند. این علامت که از ادغام دو حرف لاتین R و X حاصل شده، نشانی از ژوپیتر ـ خدای سلامتی و شفا در روم قدیم ـ یا علامتی به معنی «Recipe» یا «دریافت کنید» است. همچنین وجود این نشان بر روی جعبه دارو به این معنی است که فروش این دارو بدون نسخه پزشک ممنوع است.
تاریخ
نسخه بدون تاریخ، فاقد اعتبار قانونی است. تاریخ نسخه به دلایل زیر حایز اهمیت میباشد:
الف) معمولا سازمانها و موسسات بیمه درمانی مهلت زمانی معینی را برای پیچیدن نسخههای خود مقرر میکنند، بهطوری که پس از این مهلت، داروخانههای طرف قرارداد مجاز به پیچیدن نسخه به عنوان نسخه بیمهای نخواهند بود. به طور مثال در حال حاضر اعتبار نسخههای بیشتر بیمههای درمانی کشور بین 7 تا 10 روز است.
ب) در مورد نسخههایی که باید بازپیچی (refill) شوند، تاریخ نسخه به داروساز کمک میکند تا در مورد پیچیدن مجدد نسخه تصمیمگیری نماید. بهطور مثال نسخ دارویی حاوی داروهای روانپزشکی حداکثر تا شش ماه و نسخ دارویی حاوی داروهای هورمونی یا قلبی عروقی، حداکثر تا یک سال پس از تاریخ نوشتن نسخه قابل بازپیچی هستند. هیچ نسخهای بیشتر از یک سال اعتبار ندارد.
مشخصات کامل درمانگر
در نسخههای شخصی، غالبا چنین اطلاعاتی بهعلاوه اطلاعات اضافی نظیر رتبه دانشگاهی، در قسمتهای بالا یا پایین نسخه چاپ میشود، اما در نسخههای بیمه، غالبا مشخصات درمانگر به آنچه در مهر وی وجود دارد (نام و نامخانوادگی، نوع تخصص و شماره نظام پزشکی) محدود میشود.
لازم به یادآوری است که تعیین رتبه پزشکی و نوع تخصص، به دو دلیل حایز اهمیت است. اول آنکه در کشور ما سقف پرداخت بیمهها برای نسخ پزشکان عمومی، متخصص و فوقتخصص متفاوت است. دوم آنکه در بسیاری از کشورهای جهان از جمله کشور ما، فقط پزشکان با تخصصهای معین اجازه تجویز بعضی داروهای خاص را داشته یا سازمانهای بیمهگر پرداخت هزینههای داروهای خاص را منوط به تجویز آنها توسط پزشکان با تخصصهای تعریف شده میکنند و سوم آنکه در مواردی که یک یا چند قلم داروی نسخه ناخوانا نوشته شده، داروساز میتواند با توجه به تخصص پزشک نسبت به قرائت خود اطمینان بیشتری پیدا کند.
مشخصات کامل بیمار
درج مشخصات بیمار، بهویژه نام و نامخانوادگی از شرایط قطعی نسخههای دارویی بهشمار میرود، بهطوری که نسخه فاقد نام و نام خانوادگی بیمار، فاقد اعتبار بوده و داروسازان مجاز به پیچیدن آن نیستند. هر نسخه دارویی متعلق به یک بیمار معین بوده و نسخههای مشترک یا نسخههای خانوادگی بهعنوان نسخههای منطقی شناخته نمیشوند. بهعلاوه درج نام تنها بدون نامخانوادگی یا نامخانوادگی بدون نام بیمار، خطر بروز خطاهای دارویی ناشی از حضور همزمان دو بیمار با نام مشترک یا نام خانوادگی مشترک را در داروخانه افزایش میدهد. در برخی کشورها درج سن بیمار در نسخه برای کودکان زیر 12 سال و سالمندان الزامی است. این امر میتواند باعث جلب توجه داروساز به نکات ویژه دارودرمانی در کودکان و سالمندان شود. در مواردی که باید دوز دارو برحسب کیلوگرم وزن بیمار تعیین شده و محاسبه دوز به داروساز واگذار شده، وزن بیمار نیز باید در نسخه قید شود. علاوه بر آنچه که ذکر شد، ضوابط برخی کشورها نوشتن آدرس یا شماره تماس بیمار را در نسخه توصیه میکند.
تشخیص
طی سالهای اخیر، در برخی کشورها نوشتن تشخیص پزشک در نسخه با هدف کاهش موارد خطاهای دارویی اجباری شده است. البته مواردی که آگاهی بیمار از هویت بیماری خود به صلاح وی نیست (نظیر سرطان و بیماریهای روانی) یا مواردی که درج آنها در نسخه باعث خدشهدار شدن آبرو و اعتبار بیمار میشود (نظیر ایدز و بیماریهای مقاربتی) از این قاعده مستثنی شدهاند. گرچه در ایران نوشتن تشخیص بیماری در نسخه از الزامات نسخهنویسی به شمار نمیرود، چنین اقدامی میتواند نقش موثری در کاهش خطاهای دارویی و اشتباهات نسخهنویسی و نسخهپیچی داشته باشد.
تحلیلی بر روی دادههای حاصل از بیش از 130 هزار بیمار مراجعهکننده به مراکز مراقبتهای اولیه در انگلیس حاکی از آن است که استاتینها با کاهش خطر ایجاد سنگهای صفراوی علامتدار ارتباط دارند...
این ارتباط در بزرگسالانی ایجاد شده که هر یک از انواع استاتینها را بیش از یک سال مصرف میکردند و به نظر میرسد که با مصرف طولانیتر، ارتباط قویتر میشود.
این پژوهشگران با 27,035 بیمار مراجعهکننده به مراکز مراقبتهای اولیه با سابقه سنگ صفراوی و کولهسیستکتومی در بانک اطلاعاتی پژوهشهای ملی مطالعه خود را آغاز کردند.
این موارد با 106,531 شاهد بدون سابقه سنگ صفراوی مورد مقایسه قرار گرفتند. پس از تعدیلهای متعدد، شانس ایجاد سنگ صفراوی در بزرگسالانی که در حال استفاده از استاتینها بودند، 32 کمتر از سایر بزرگسالان بود (نسبت شانس: 78/0؛ فاصله اطمینان 95: 83/0-73/0). نسبت شانس برای بزرگسالانی که 19-5 نسخه استاتین داشتند 85/0 (93/0-77/0) و برای بزرگسالانی که دارای حداقل 20 نسخه بودند، 64/0 (7/0-59/0) بود. این ارتباط برای مردان و زنان و برای بزرگسالان بالا و زیر 60 سال مشهود بود.
مولفان عوامل مخدوش کنندة سن، جنس، شاخص توده بدن، سیگار کشیدن، بیماریهای همزمان و استفاده از استروژن را حذف کردند ولی نتوانستند عوامل اجتماعی مثل فقر را تعدیل نمایند.
آنها تاکید میکنند که هرچند این مشاهدات به خوبی تحلیل شدهاند، نمیتوانند ثابت کننده نوعی رابطة علت و معلولی باشند.
این مطالعه هیچگونه وابستگی به سرمایهگذاری شرکتهای سازنده یا بازاریاب استاتینها نداشت.
BMJ November 21, 2009; 339:1168.
نتایج مطالعه بالینی بررسی میزان بروز حوادث قلبی عروقی با مصرف داروی «اسویکس» در مقایسه با نمونه خارجی آن پس از استنتگذاری عروق کرونری، با حضور معاون غذا و داروی وزارت بهداشت، نماینده معاونت پژوهشی این وزارتخانه و جمعی از متخصصان قلب و عروق و داروسازان، روز پنجشنبه (19 آذرماه) در تالار ابنسینای دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اعلام شد. داروی «اسویکس» از بروز حوادث قلبیعروقی پس از استنتگذاری در بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر جلوگیری میکند، ضمن آنکه از دیگر موارد مصرف این دارو میتوان از مشکلات مربوط به عروق مغزی و همچنین عروق محیطی نام برد.
دکتر علیرضا خسروی، مسوول کمیته کارآزمایی بالینی مرکز تحقیقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و مجری این طرح، با تشریح مراحل اجرا گفت: «این مطالعه با همکاری چند دانشگاه علوم پزشکی در دیگر مراکز استانها، روی حدود 450 بیمار قلبی در شهرهای تبریز، خرمآباد، شیراز، اصفهان و مشهد انجام شده است.» وی افزود: «نتایج مطالعه مقایسهای بین دو داروی اسویکس به عنوان داروی ایرانی و پلاویکس (داروی وارداتی) روی این بیماران نشان میدهد که عوارض این دو دارو روی بیمار، تفاوت معناداری را نشان نمیدهد و به صورت غیرمستقیم نیز تفاوت معناداری در اثربخشی این داروها با یکدیگر مشاهده نشده است.»
مجری طرح OPCES با بیان اینکه تولید داروی خارجی و وارداتی پلاویکس به نوعی در انحصار شرکت Sanofi است، گفت: «این شرکت با وجود کپیبرداری شرکتهای مختلف از پلاویکس، ادعا دارد که کیفیت کپیها با داروی ارایه شده توسط سانوفی، متفاوت است و احتمال ایجاد عوارض آنها از داروی اصلی بالاتر و کارایی آنها کمتر است.» وی افزود: «با این حال عوارض داروی ایرانی اسویکس که مشابه پلاویکس است، نه تنها بالاتر نیست، بلکه تفاوت معناداری را نیز نشان نمیدهد.» خسروی اظهار داشت: «این درحالی است که یک قرص پلاویکس در کشور، حدود سه دلار قیمت دارد، در صورتی که هزینه یک قرص اسویکس، حدود چهاردهم دلار است.» وی اظهار داشت: «با توجه به مصرف زیاد داروی خارجی پلاویکس و وضعیت اقتصادی کشور، قطعا تولید داخلی اسویکس، صرفهجویی ارزی را به همراه دارد.»
معاون غذا و داروی وزارت بهداشت، طی سخنانی در این سمینار علمی گفت: «این دارو طی یک مطالعه بالینی توسط دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد بررسی قرار گرفته و کیفیت نمونه خارجی خود را که با نام «پلاویکس» معروف است، دارا است.» دکتر علیرضا خسروی با بیان اینکه ماده اولیه اسویکس همزمان با ساخت آن در کشور ساخته شده، نشان دهنده صددرصد ایرانی بودن این دارو است.
دکتر عباس کبریاییزاده، مدیرعامل شرکت داروسازی اسوه نیز در سخنانی کوتاه، مراحل ساخت داروی اسویکس را تشریح و تاکید کرد پتانسیل بسیار بالایی در میان محققان و متخصصان داخل کشور وجود دارد که با حمایت و پشتیبانی از این ظرفیتها، توانمندیهای محققان هر چه بیشتر شکوفا خواهد شد.
این سمینار علمی و تخصصی، با برگزاری جلسه پرسش و پاسخ بین اعضای گروه تحقیق و مجری طرح مطالعاتی داروی اسویکس و پلاویکس با متخصصان قلب و عروق و داروسازان شرکتکننده به کار خود پایان داد.
نام ژنریک: Celecoxib
نام تجاری: Celebrex
دسته دارویی: مهار کننده ایزوآنزیم سیکلواکسیژناز- 2، ضد درد و التهاب
ساختمان شیمیایی: مشتق پیپریدین
اشکال دارویی: کپسول 100و 200 میلی گرم در بسته های 20-10 -30 تایی
مکانیسم اثر: Celebrex با مهار آنزیم سیکلو اکسیژناز – 2 مانع سنتز پروستاگلاندین ها شده، و به این ترتیب اثرات ضد درد، ضد التهاب و ضد تب دارد. Celebrex تاثیری بر روی ایزوآنزیم سیکلواکسیژناز- 1 ندارد. در مطالعات حیوانی دیده شده که Celebrex باعث کاهش تعداد پولیپ های کولون می گردد.
فارماکوکینتیک: به دنبال مصرف خوراکی، ظرف 3 ساعت به حداکثر غلظت پلاسمایی خود می رسد. مصرف دارو همراه با غذا ( به ویژه غذای چرب) باعث می گردد مدت زمان رسیدن به حداکثر غلظت دارو 1 تا 2 ساعت به تاخیر بیافتد ولی میزان جذب دارو 20%-10% بیشتر ی شود. متابولیسم دارو عمدتاً کبدی بوده و متابولیت های آن غیرفعال می باشند.
موارد و مقدار مصرف:
1- رفع علائم و نشانه های استئوآرتریت: 200 میلی گرم در روز به صورت تک دوز یا 100 میلی گرم، دو بار در روز .
2- رفع علائم و نشانه های آرتریت روماتویید در بالغین: 200-100 میلی گرم، دو بار در روز.
3- رفع علائم و نشانه های آرتریت روماتویید جوانان (JRA) در کودکان بالای 2 سال: در کودکان با وزن 25-10 کیلوگرم، 50 میلی گرم، دو بار در روز. در کودکان با وزن بیش از 25 کیلوگرم، 100 میلی گرم، دو بار در روز.
4- رفع علائم و نشانه های اسپوندیلیت آنکیلوزان: 200 میلی گرم در روز به صورت تک دوز یا 100 میلی گرم، دو بار در روز . در صورت نیاز پس از 6 هفته می توان دوز دارو را تا میزان 400 میلی گرم در روز بالا برد.
5- کنترل درد حاد در بالغین: دوز اولیه 400 میلی گرم، به صورت یکجا می باشد و در صورت نیاز می توان 200 میلی گرم دیگر در روز اول استفاده نمود. از روز دوم به بعد دوز پیشنهاد 200 میلی گرم، دو بار در روز است.
6- درمان دیسمنوره اولیه: دوز اولیه 400 میلی گرم، به صورت یک جا می باشد و در صورت نیاز می توان 200 میلی گرم دیگر در روز اول استفاده نمود. از روز دوم به بعد دوز پیشنهادی 200 میلی گرم، دو بار در روز است.
7- کاهش تعداد پولیپ های کولورکتال در آدنوماتوز پولیپوز فامیلی (FAP) در کنار درمان اصلی بیماری نظیر جراحی و . . . : 400 میلی گرم، دو بار در روز.
موارد منع مصرف: سابقه حساسیت شناخته شده به دارو یا حساسیت به سولفونامیدها-سابقه بروز حمله آسم، کهیر یا واکنش های حساسیتی دیگر به دنبال مصرف آسپرین یا سایر NSAIDها-مصرف دارو برای کنترل درد بیمارانی که تحت عمل بای پس عروق کرونر (CABG) قرار می گیرند، ممنوع می باشد.
نکات قابل توصیه: Celebrex و سایر NSAID ها می توانند باعث بروز عوارض ترومبوتیک خطرناک قلبی- عروقی شوند. برای جلوگیری از بروز این عوارض، دارو باید با حداقل دوز موثر و در کوتاهترین دوره زمانی لازم، استفاده گردد. NSAID ها از جمله Celebrex می توانند باعث بروز عوارض گوارشی شوند. احتمال وقوع این عوارض در سالخوردگان بیشتر است.
عوارض جانبی: شایع ترین عوارض جانبی عبارتند از عوارض گوارشی نظیر درد شکمی، اسهال و احساس نفخ، عوارض دیگر و سردرد یا ادم محیطی نیز ممکن است دیده شود.
تداخلات دارویی: مصرف همزمان Celebrex با آسپرین احتمال بروز عوارض گوارشی را بالا می برد-مصرف همزمان با فلوکونازول، غلظت پلاسمایی Celebrex را تا دو برابر بالا می برد- مصرف همزمان Celebrex با لیتیوم، غلظت پلاسمایی لیتیوم را تا 17% بالا می برد.
مصرف در بارداری و شیردهی: گروه C بارداری. با توجه به این که دارو در شیر مادر ترشح می شود، مصرف آن در دوران شیردهی باید با صلاحیت پزشک معالج باشد.
شرایط نگهداری: دارو را می توان در دمای معمولی اتاق (30-15 درجه سانتیگراد) نگهداری کرد.
پیشدرمانی با آتورواستاتین، تاثیر متفورمین را در بیماران مبتلا به نشانگان تخمدان پلیکیستیک تشدید میکند
امروزه بهطور فزایندهای آثار پلئوتروفیک بیشتری برای مهارکنندههای آنزیم ردوکتاز HMG-CoA (3-hydroxy-3-methylglutaryl coenzyme A) مشخص میشوند. اخیرا نشان داده شده که آتورواستاتین، هیپرآندروژنمی بیوشیمیایی، مقاومت به انسولین و مارکرهای التهابی را در بیماران مبتلا به «نشانگان تخمدان پلیکیستیک» (PCOS) بهبود میبخشد.
مطالعه کنونی، بازوی ادامه یافتهای از یک مطالعه اتفاقی شده دو سویهکور کنترل شده با روزانه 20 میلیگرم آتورواستاتین در بیماران مبتلا به PCOS است. بلافاصله پس از توقف آتورواستاتین، 37 بیمار (19 نفر از گروه آتورواستاتین و 18 نفر از گروه دارونما) که مطالعه را کامل کرده بودند، 500 میلیگرم متفورمین، سه بار در روز و به مدت سه ماه دریافت کردند. این مطالعه به این منظور انجام شد که مشخص شود آیا در گروه متفورمین در مقایسه با گروه دارونما، تغییرات دیده شده در مقاومت به انسولین و هیپرآندروژنمی ناشی از درمان بیماران مبتلا به PCOS با آتورواستاتین حفظ میشود یا خیر؟
در این مطالعه درمان قبلی با آتورواستاتین اثر متفورمین را در بهبود پارامترهای متابولیک، هیپرآندروژنمی بیوشیمیایی و مارکرهای التهابی در بیماران PCOS هم تقویت و هم تسهیل نمود. بهبود این متغیرها، مستقل از بدتر شدن LDL و کلسترول به دنبال قطع آتورواستاتین بود. تستوسترون تام در اثر درمان با متفورمین به دنبال درمان با آتورواستاتین، به میزان قابلتوجهی کاهش مییابد که کاملا بیشتر از کاهش ناشی از درمان با آتورواستاتین تنها است. اثر تقویتکننده متفورمین در بیمارانی که قبلا با آتورواستاتین درمان شده بودند، میتواند به خاطر آثار همافزایی آتورواستاتین و متفورمین باشد. استاتینها تکثیر سلولی theca-interstitial و استروییدوژنز را در in vitro مهار میکنند. آثار استاتینها بر استروییدوژنز به احتمال زیاد به مهار سنتز کلسترول در مسیر موالونات و متعاقبا کاهش دستیابی به پیشسازهای پروژسترون و تستوسترون مربوط میشود. از سوی دیگر، متفورمین نیز انسولین ناشتا و هیپرآندروژنمی را در بیماران PCOS از راه فعالسازی پروتئینکیناز AMP-activated، کاهش میدهد. به علاوه، استاتینها نیز سریعا پروتئینکیناز AMP-activated را فعال میکنند. این پروتئینکیناز، هومئوستاز متابولیک و بالانس انرژی را در سلولها و اندامهای متعددی تنظیم میکند.
این مکانیسم میتواند افزایش آثار متفورمین را به دنبال درمان با آتورواستاتین توضیح دهد. جالب اینکه استاتینهای هیدروفیلیک، بیشتر از استاتینهای لیپوفیلیک مانند آتورواستاتین، مقاومت به انسولین را کاهش میدهند. استاتینها در هر مرحلهای از بارداری منع مصرف دارند و توصیه میشود در صورت پیشبینی بارداری قطع شوند. از طرف دیگر، ناباروری اغلب یکی از مشکلات PCOS است که مقاومت به انسولین در آن نقش دارد. پیشدرمانی با آتورواستاتین و متعاقب آن درمان با متفورمین به خاطر تشدید آثار متفورمین، میتواند یک انتخاب برای این گروه باشد.
نتیجه نهایی:
اثر درمان سه ماهه با متفورمین در اثر درمان قبلی با آتورواستاتین در مقایسه با گروه دارونما تشدید شد.
منبع:
Atorvastatin pre-treatment augments the effect of metformin in patients with polycystic ovary syndrome, Clinical endocrinology, 2009.

دکتر سحر میرپور
Medical News Today: به تازگی پژوهشگران در کنگره کالج جراحان آمریکا اعلام کردند که به کارگیری داروی ضدسرطان ارلوتینیب (Erlotinib) که در درمان سرطانهای کولورکتال و ریه کاربرد دارد، در درمان بدخیمیهای مثانه نیز نتایج موفقیتآمیزی داشته است...
در یک کارآزمایی بالینی جدید نشان داده شد که 16 بیمار از تعداد کل 25 مبتلا به سرطان مثانه 25 ماه پس از تجویز این دارو هنوز زنده ماندهاند. این درمان نسبت به درمانهای معمول سرطان مثانه مهاجم که شامل رادیکال سیستکتومی است باعث افزایش بقا شده و نتایج بهتری به همراه داشته است.
یکی از پژوهشگران این طرح میگوید: «برای درمان سرطان مهاجم مثانه در حال حاضر روش انتخابی درمان جراحی است، اما تنها 50 درصد از این بیماران که تحت عمل جراحی قرار میگیرند میتوانند از بقای طولانیمدت برخوردار باشند. در بیمارانی که بعد از جراحی دچار عود میشوند به کارگیری شیمیدرمانی تاثیر چندانی نداشته و درنهایت اکثر این بیماران با یک بقای حداکثر دو ساله فوت میکنند.»
این پژوهشگران ادعا کردند بعد از درمان با ارلوتینیب در 75 درصد موارد بیماری محدود به ارگان باقی ماند. در حالی که در تمام بیمارانی که این دارو را دریافت نکرده بودند بیماری به عضلات اطراف گسترش یافته بود. به دنبال مصرف این دارو به مدت 4 هفته به صورت خوراکی 25 درصد از بیماران از لحاظ پاتولوژیکی عاری از بیماری شدند و در 35 درصد موارد مرحله بیماری از لحاظ آسیبشناسی به درجات پایینتر نزول کرد.
ارلوتینیب دارویی است که باعث مهار عملکرد فاکتور رشد اپیدرمال (EGFR) میشود. این فاکتور باعث بروز سرطان در افرادی میشود که دارای گیرندههای جهشیافته در سطح سلولهای خود هستند. این نوع گیرندهها در سطح سلولهای بسیاری از تومورها مانند سرطانهای ریه و کولورکتال بروز میکند. همچنین این گیرندهها در سطح سلولهای سرطانهای مهاجم مثانه هم یافت میشود. وجود این گیرندهها بر سطح سلولهای بدخیم مثانه نشانه تهاجمی بودن سرطان و کاهش بقا در بیماران است.
پژوهشگران در حال حاضر از این دارو در درمان سرطانهای ریه و کولورکتال استفاده کرده و نتایج موفقیتآمیزی به دست آوردهاند. این گروه از پژوهشگران با توجه به مکانیسم عمل ارلوتینیب از این دارو در درمان سرطانهای مثانه استفاده کردند.
دکتراسمیت، سرپرست این گروه تحقیقاتی میگوید: «با توجه به تعداد کم جمعیت مورد مطالعه ما هنوز زود است که نتیجه دقیقی را عنوان کنیم، اما به نظر میرسد این دارو در درمان سرطانهای مهاجم مثانه نسبت به روشهای معمول مفیدتر باشد و بتواند جایگزین مناسبی برای درمانهای استاندارد باشد.
FDA تایید کرد
اداره نظارت بر غذا و داروی امریکا اعلام کرد واکسن آنفلوآنزای خوکی ساخته شده توسط 4 شرکت دارویی معتبر، مورد تأیید این اداره قرار گرفتهاند....
نتایج اولیه از مطالعات بالینی چندگانهای که روی این واکسن انجام شده، حاکی از آن هستند که این واکسن پاسخ ایمنی قویای را القا مینماید که 8 تا 10 روز پس از تزریق تکدوز آن در بزرگسالان سالم دیده میشود. البته مؤثرترین دوز واکسن در اطفال هنوز مشخص نشده است. این واکسن به خوبی تحمل میشود و عوارض جانبی آن مانند واکسن آنفلوآنزای فصلی است. شایعترین عوارض جانبی در نوع تزریقی آن، زخم محل تزریق است. دیگر اثرات ناخواسته عبارت است از تب خفیف، درد بدن و خستگی که تا چند روز پس از تلقیح واکسن طول میکشد. در شکل اسپری بینی واکسن، عوارض جانبی که بیشتر دیده میشود، رینوره یا احتقان بینی در همه سنین است. همچنین زخم گلو در بزرگسالان دیده میشود و تب در کودکان 2 تا 6 سال. افرادی که سابقه حساسیتهای شدید به تخممرغ یا هرگونه مواد دیگری که در واکسن استفاده میشود، دارند، نباید واکسینه شوند.
واکسن شرکتهای دارویی زیر مورد تأیید FDA قرار دارند:
1) Influenza A (H1N1) 2009 monovalent vaccine (injectable) (made by CSL Limited);
2) Influenza A (H1N1) 2009 monovalent vaccine (injectable) (made by Novartis Vaccines and Diagnostics);
3) Influenza A (H1N1) 2009 monovalent vaccine (injectable) (made by Sanofi Pasteur); and
4) Influenza A (H1N1) 2009 monovalent vaccine (intranasal) (made by MedImmune).
fda.gov :منبع
ضد درد ادراری؛ کاربرد در بهبود علامتی سوزش، خارش، احساس فوریت در دفع و تکرر ادراری ناشی از UTI یا اعمال اورولوژیک. مکانیسم آن روشن نیست.
نکات مهم:
- در بارداری رده B است، اما در شیردهی به علت معلوم نبودن ترشح در شیر توصیه نمی شود.
- در موارد hypersensitivity به هریک از اجزای فرمولاسیون، بیماری کبدی یا کلیوی، و بیماران با ml/min 50 > Cl cr منع مصرف دارد.(در Cl cr 50-80 ml/min باید با فواصل 8-16 ساعت مصرف شود).
- استفاده در سالمندان به علت تجمع دارو در افراد با بی کفایتی کلیوی محدود است.
- عوارض شایعتر (1-10%) آن شامل سردرد، گیجی و کرامپ معدی؛ و عوارض نادر آن شامل hepatitis, ARF, hemolytic anemia, methemoglobinemia , می باشد.
- رنگی شدن ادرار (نارنجی) جای نگرانی ندارد ولی در صورت زرد شدن پوست و یا اسکلرا دارو باید DC شود.
دوزاژ:
بالغین: 100-200 mg TDS بعد از غذا؛ اگر به همراه آنتی بیوتیک مصرف می شود به مدت دو روز .
کودکان: 12 mg/kg/d in 3 divided doses پس از غذا به مدت دو روز.
- در درمان UTI ، پاسخ بالینی باید به سرعت (24-48 h) دیده شود و در غیر این صورت به مقاومت میکروبی شک می کنیم. از طرف دیگر، وجود درد و سوزش از علائم مهمی است که فرد را متوجه UTI می کند. و نیز با عنایت به اینکه با توجه به اتیولوژی UTI،(علت حدود 85% از موارد UTI غیر کمپلیکه E.coli می باشد) empirical therapy جایگاه مهمی در درمان آغازین دارد، پوشاندن درد و سوزش بیش از 48 ساعت (حداکثر زمانی که برای پاسخ بالینی انتظار داریم)، اقدامی اشتباه است، چراکه چشم ما را به شکست احتمالی درمان می بندد.(بیمار دیگر علائم را احساس نمی کند.)
به عنوان مثال در نسخه ای تجویز شده:
هر 12 ساعت 2 عدد Co-trimoxazole N=28
روزی 3 عدد Phenazopyridine N=20
درمانگر با در نظر گرفتن منشا E.coli، کوتریموکسازول را شروع کرده اما طبق نسخه بیمار باید فنازوپیریدین را حداقل برای 6 روز مصرف کند که تصمیمی نادرست است. ضمن اینکه Phenazopyridine تقریباً جایگاه خود را در این موارد از دست داده است و نام آن به سختی در text های درمانی جدید یافت می شود.
با بروشورهای دارویی چه کنیم؟
ممکن است گاهی در جعبه های داروهایی که از داروخانه می گیرید، به بروشورهای دارویی برخورد کرده باشید. مخاطب این بروشورها بیماران هستند و در آنها یک سری اطلاعات کلی راجع به دارو ارائه شده است. مطالعه و عمل به این اطلاعات و دستورها بسیار مهم است. یکی از قسمت های مهم بروشورها، شرح عوارض جانبی دارو به طور جدا یا در قسمت هشدارهاست. در این مورد به نکات زیر دقت کنید:
1- باید دانست که تمام داروها حتی داروهای گیاهی دارای عوارض نامطلوب هستند. به همین دلیل مصرف دارو باید زمانی انجام شود که منافع آن بر مضرات آن غلبه کند، و تشخیص این امر معمولاً با بیمار نیست.
2- از دیدن فهرست بلند عوارض دارو نترسید و درمان را طبق دستور پزشک انجام دهید. گاهی عدم مصرف دارو عوارض به مراتب خطرناکتری در بردارد.
3- تمام عوارض ذکر شده الزاماً در فرد بروز نمی یابند. همچنین تمام این عوارض الزاماً مشکل زا نیستند.
4- در عین حال نسبت به بروز این عوارض هشیار باشید و مراتب را به داروساز یا پزشک اطلاع دهید.
FDA تایید کرد
اداره نظارت بر غذا و داروی آمریکا موسوم به FDA در اواخر می 2009 اعلام کرد تایید کامل داروی «اسپریسل» (Sprycel) با نام ژنریک «دازاتینیب» (Dasatinib) برای درمان بزرگسالان در همه فازهای لوکمی میلوئید مزمن (CML) (مزمن، تسریع شده یا فاز بلاست لنفویید یا میلویید) با مقاومت یا تحملناپذیری به درمانهای اولیه (شامل درمان با «گلیوک» (Gleevec)) با بررسیهای انجام شده توسط این اداره، محقق شده است...
«اسپریسل» یک مهار کننده تیروزین کیناز خوراکی است که قبلا توسط FDA به عنوان یک داروی Orphan برای درمان CML تایید شده بود و تایید کامل آن برای مداوای بزرگسالان مبتلا به بیماری لوکمی لنفوبلاستیک حاد(ALL) فیلادلفیا کروموزوم مثبت با مقاومت یا تحملناپذیری به درمانهای اولیه نیز مورد تصویب قرار گرفته بود. تایید کامل «اسپریسل» برای درمان CML با توجه به نتایج مطالعات کارآزمایی بالینی چند مرحلهای صورت گرفته که بیماران پس از شروع درمان با این دارو (روزانه 100 میلیگرم)، به مدت 2 سال پیگیری شدهاند. برچسب جدید Spyrcel، حاوی توصیههای تازهای در مورد دوز شروع دارو است. این دوز، 140 میلیگرم، روزانه برای بیماران در فاز تسریع شده، میلویید بلاست و لنفویید بلاست مقاوم به درمانهای اولیه و یا بیماران Ph+ALL که آنها نیز مقاومت یا عدم تحمل به درمانهای اولیه نشان دادهاند، میباشد.
بیشترین عوارض جانبی گزارش شده، عبارتند از: پلورال افیوژن، خونریزی دستگاه گوارش، نوتروپنی همراه با تب، تنگی نفس، پنومونی، تب، اسهال، عفونت، نارسایی احتقانی قلب، بدکاری عملکرد قلب، افیوژن پریکاردیال و خونریزی CNS.
منبع:MD Consult
ژیاردیاز معمولا در بیش از 80 درصد موارد با تجویز مترونیدازول درمان میشود، اما موفقیت درمانی در مورد فورازولیدون کمتر است.
Rx:
1) Tab. Metronidazole, 250 mg N=20
بزرگسالان: روزی 3 عدد قرص برای مدت 5 تا 7 روز،
کودکان: 5mg/kg، سه بار در روز برای مدت 5 تا 7 روز.
OR
2) Tab. Quinacrine, 100 mg N=20
بزرگسالان:روزانه 3 عدد قرص برای مدت 5 تا 7 روز. دوره دوم درمان بعد از 2 هفته ضرورت دارد.
کودکان: 2mg/kg، سه بار در روز برای مدت 5 روز
OR
3) Tab. Furazolidone, 100 mg N=30
بزرگسالان: روزانه 4 عدد قرص برای مدت 7 تا 10 روز،
کودکان: روزانه 4 بار در روز 2mg/kg برای مدت 10 روز.
Paromomycin و Albendazole و Bacitracin نیز در درمان ژیاردیاز کاربرد دارند، ولی از آنجا که تجویز آنها در درمان این بیماری مورد تایید سازمان غذا و داروی آمریکا قرار نگرفته، در اینجا به نحوه تجویزشان اشارهای نشده است.
منبع:
بهروز قطبی - اسپینال زِد، وزارت بهداشت، تامین اجتماعی و انتخابات ریاست جمهوری!
یکی از اصطلاحات جدیدی که به تازگی در کشورمان به فراوانی مورد استفاده قرار میگیرد، «رونمایی» میباشد، مانند رونمایی خودروی بیترمز جهشی، شاهنامه بایسنقری، گوشتکوب اتوماتیک دیزی آبگوشت و اولین داروی گیاهی ضدسرطان در کشور مرسوم به «اسپینال زد» که به گفته برادرمان دکتر حمیدرضا راسخ مشاور معاون غذا و داروی وزیر بهداشت و درمان، عجالتا رونمایی گردیده و تا 3 ماه آینده به تولید انبوه میرسد...
برادر دکتر راسخ که در حاشیه سمینار چالشهای جهانی دارو، در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در جمع خبرنگاران از رونمایی اسپینال زد خبر داد، آن را یک داروی ضدسرطان بسیار قوی نامیده که مراحل نهایی اخذ مجوز از وزارت بهداشت و درمان را طی مینماید.
این طور هم که خبرگزاری فارس گزارش داده، دکتر راسخ همچنین گفته نتایج مطالعات بالینی نشان داده که این داروی گیاهی در کنترل بیماری سرطان معده بسیار موثر بوده، البته ممکن است در درمان سایر سرطانها نیز موثر باشد! هر چند که هنوز کارآزمایی بالینی این دارو روی سایر سرطانها انجام نشده است، اما ممکن است در کنترل سرطانهای دیگر نیز اثربخش باشد.
این حرفها نشان میدهد که به امید خدا، حالا حالاها باید شاهد کارآزمایی و سپس رونمایی از دیگر داروهای ضدسرطان هم خانواده «اسپینال زد» باشیم. به خصوص آنکه به گفته دکتر راسخ، داروی ضدسرطان معده کاملا بومی بوده و جالب این که هر کدام از گیاهان به کار رفته در این دارو سمی هستند، اما ترکیب آنها به نحوی است که یک داروی کاملا موثر به دست آمده است.
خلاصه، مصاحبه مطبوعاتی برادرمان دکتر راسخ تا اینجا به خوبی و خوشی پیش میرفته که یک خبرنگار فضول، میان حرف ایشان پریده و پرسیده: «دکتر! آیا این همان دارویی نیست که سال پیش از سوی مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی رونمایی شده بود؟»
دکتر راسخ هم بدون آنکه دلیلی ببیند در پاسخ به این سوال دستپاچه شود و خود را ببازد، پاسخ داده: «بله، این همان داروست، اما آن زمان هنوز اطلاعات بالینی این دارو انجام نشده بود و وزارت بهداشت نمیتوانست آن را تایید کند و اعلام این دارو از سوی سازمان تامین اجتماعی برای وزارت بهداشت عجیب بود.»
با این سوال بیموقع خبرنگار نامبرده، بقیه خبرنگاران هم به فکر فرو رفته، بعضا با خود گفتند که: «ای دل غافل! پس این داروی «اسپینال زد» یک بار دیگر هم رونمایی شده و چه بسا که برای بار سوم در آینده توسط وزارت صنایع و معادن هم رونمایی بشود!»
برادرمان دکتر راسخ توضیح داده که: «درباره دارو، وزارت بهدشت مسوول سلامت مردم است و باید از اثربخشی دارو مطمئن شود که عوارض جانبی دارو در حد قابل قبولی است و به همین علت فرآیند تایید یک دارو طولانی است.» اینکه عوارض جانبی یک دارو پس از دو سال مصرف آن توسط بیماران معلوم شود، نه یک ماه و سه ماه و شش ماه ویک سال، نشانه وقتی است که در مورد داروی «اسپینال زد» به کار رفته و حتی شنیدهایم تایید برخی داروها در بعضی کشورهای پیشرفته، ده سال و بعضا بیست سال و بیشتر هم طول کشیده و در نهایت حتی این نتیجه به دست آمده که آن دارو به درد نخورده، دیگر نباید تولید و مصرف شود!
اما یک نکته دیگری که در مصاحبه مشاور معاون غذا و داروی وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی (والی... نفسم بند آمد!) بوده، سختگیری این وزارتخانه در تولید داروی یاد شده بوده که گمان میکنم یکی از دلایل پیشرفت چشمگیر صنعت داروسازی در کشورمان و رضایت کامل شرکتهای دارویی و داروسازان نیز همین سختگیری وزارت بهداشت میباشد.
کما اینکه به گفته دکتر راسخ، «شرکت داروپخش که تولیدکننده این دارو است، با سختگیریهای وزارت بهداشت حدود 500 میلیون تومان برای انجام مطالعات بالینی این دارو طی 2 سال هزینه کرده است»، که معلوم میشود این شرکت مادر مرده در این مدت چه زجرهایی کشیده و پلههای وزارت بهداشت و درمان را برای دریافت یک امضاء، چه قدر پایین و بالا رفته است!
و نکته آخر اینکه ما تا حالا خیال میکردیم تنها اموری مانند افزایشحقوق و پرداخت معوقههای بازنشستگان کشوری و لشکری و تامین اجتماعی به دلایل قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری انجام میگیرد که برادرمان دکتر راسخ مورد دیگری را بر آن افزوده و در گفتگو با خبرنگاران، تاکید کرده است که: «قطعا داروی اسپینال زد تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری به طور رسمی رونمایی میشود و تا 3 ماه بعد به تولید انبوه میرسد.» که لابد آن هم به نتایج انتخابات بستگی دارد!
دکتر علی غلامرضانژاد
اطلاعات حاصل از مطالعه اخیر نشان دادند که درمان با داروی جدید راپافلو (Rapaflo) میتواند باعث بهبود سریع و ماندگار علایم تحریکی و انسدادی ادراری در بیماران مبتلا به هیپرپلازی خوشخیم پروستات شود...
نتایج حاصل از این مطالعات به تازگی در همایش سالیانه انجمن اورولوژی آمریکا مطرح شده است. اثرات این دارو سه تا چهار روز بعد از شروع درمان ظاهر میشود.
راپافلو که به نام سیلودوسین (Silodosin) نیز معروف است، نوعی مهارکننده انتخابی گیرندههای آلفا است که برای درمان علامتی در بیماران مبتلا به هیپرپلازی خوشخیم پروستات کاربرد دارد. یکی از عوارضی که این دارو در بیماران ایجاد کرده است بروز انزال رتروگرید است که موقت بوده و بیمار با قطع دارو بهبود پیدا میکند.
به گفته پژوهشگران میزان بروز چنین عارضهای که به قطع دارو شده منجرنشده، بسیار پایین بوده است. به نظر میرسد این دارو باعث شل شدن عضلات صاف در مجاری ادراری تحتانی میشود و در کنار بهبود علایم تحریکی و انسدادی هیپرپلازی پروستات ممکن است انزال زودرس را نیز ایجاد کند.
دکتر استیوکاپلان، یکی از پژوهشگران این طرح تحقیقاتی در این باره میگوید: «مشاهدات ما نشان داد که انزال رتروگرید به علت اثر این دارو در شل کردن عضلات صاف بروز میکند. برای بیماران پیرتر مبتلا به هیپرپلازی خوشخیم پروستات به نظر میرسد بهبود علایم ناراحتکننده تحریکی و انسدادی در برابر بروز عارضهای مثل انزال رتروگرید ارزش داشته باشد.» در مطالعهای که توسط این گروه تحقیقاتی انجام شده 923 بیمار مبتلا به هیپرپلازی خوشخیم پروستات که در سن 50 سال یا بالاتر بوده وارد مطالعه شدند.
تمام این بیماران دچار علایم تحریکی و یا انسدادی هیپرپلازی بودند و به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول دارونما و گروه دوم به میزان هشت میلیگرم راپافلو یک بار در روز به مدت 12 هفته دریافت کرد. بعد از تکمیل دوره درمان، علایم انسدادی و تحریکی بیماران مورد ارزیابی قرار گرفت.
تمام علایم تحریکی و انسدادی به استثنای ناکچوری در بیمارانی که راپافلو استفاده کرده بودند به صورت معنیداری نسبت به گروه دارونما کاهش یافته بود و کاهش این علایم از سه تا چهار روز بعد از شروع دارو آغاز شده و طی
12 هفته ادامه پیدا کرده بود.
از میان 466 بیماری که با راپافلو درمان شده بودند 131 نفر دچار انزال رتروگرید شدند، اما علایم تحریکی و انسدادی حتی در این بیماران هم بهبود داشت، بنابراین در هر دو گروه بیمارانی که انزال رتروگرید داشتند و بیمارانی که به این عارضه دچار شده بودند، بهبود علایم مشاهده گردید.
پژوهشگران میگویند پزشکانی که بزرگسالان دچار افسردگی ماژور را درمان میکنند احتمالا باید درمان را با سرترالین آغاز کنند...
یک فرابررسی شبکهای روی 117 کارآزمایی سر به سر نشان داد که سرترالین و اسیتالوپرام بهترین وضعیت خطرـفایده را در بین 12 داروی ضدافسردگی مدرن داشتند. سرترالین ارزانتر است، چراکه از انحصاری بودن خارج شده است. این کارآزماییها حدود 000,26 بزرگسال با افسردگی ماژور حاد را شامل میشدند(4). تحلیلهای مختلفی که 12 داروی مزبور را هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم مقایسه کردند، تخمینهایی قوی از اثربخشی مقایسهای (نسبت بیمارانی که در عرض 8 هفته حداقل 50 بهتر شده بودند) و تحملپذیری (نسبت بیمارانی که از کارآزمایی خارج شدهبودند) ارایه دادند. میرتازاپین و ونلافاکسین نیز به علت اثربخشی، نزدیک به صدر جدول رقابت بودند اما به علت تحملپذیری کم سقوط کردند. ربوکستین از هردو لحاظ در ته جدول بود، و یک تفسیر میگوید که پزشکان نباید این دارو را بهعنوان درمان خط اول برای درمان افسردگی حاد تجویز کنند(5). فلووکسامین، دولوکستین و پاروکستین نیز کمتر موثر و غیرقابلقبولتر به نظر میرسیدند. متدولوژی قوی و استقلال واضح از تاثیر شرکتهای داروسازی این مطالعه را یک مطالعه راهنما و برجسته میکنند. پزشکان اکنون میتوانند کمک کنند تا بیماران بر اساس شواهد بدون تورش درمان را انتخاب کنند. با این حال، این یافتهها حرف آخر را نمیزنند. باید بدانیم که کدام داروها در بلندمدت بهتر عمل میکنند و کدام داروها با رواندرمانی خوب ترکیب میشوند.
منبع:
BMJ February 7, 2009; 338: 321.
شماره ژانویه Diabetes Care شامل 2 مقاله با ارتباط بالینی قابلتوجه برای مراقبتهای اولیه بود...
مقاله اول یک «اعلام موضع» از انجمن دیابت آمریکا، انجمن قلب آمریکا، و کالج کاردیولوژی آمریکاست. تا زمانهای اخیر، باور متداول این بود که کنترل شدید قند خون احتمالا از عوارض قلبیـعروقی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 جلوگیری میکند. اما در 3 کارآزمایی تصادفیشده که اخیرا منتشر شدهاند و در همین مجله نیز بررسی شدهاند، کنترل شدید قند خون در مقایسه با درمان استاندارد میزان وقایع قلبی را کاهش نداد. در این مقاله، پژوهشگران این 3 کارآزمایی را، با توجه به این که (1) افراد مورد مطالعه بزرگسالان مسن با دیابت طولانیمدت بودند، (2) بیشتر افراد بیماری قلبیـعروقی شناختهشده یا خطرهای متعدد داشتند، و (3) تفاوت کنترل قند خون بین افراد تحت درمان شدید و افراد شاهد احتمالا کمتر از آن بوده که باعث تغییرات زیاد در پیامدها شود، به تفصیل بررسی میکنند. بنابراین، کنترل شدید قند خون هنوز هم ممکن است احتمال عوارض ماکروواسکولار را در بیماران جوانتر که به تازگی دیابت نوع 2 در آنها تشخیص داده شده کاهش دهد، و کنترل بهتر قند خون هنوز ممکن است به بیمارانی که دیابت آنها بسیار ضعیف کنترل شده (مانند افراد با HbA1c >10) سود برساند؛ هردو این جمعیتها کمتر از حد لازم بررسی شده بودند. نویسندگان نتیجه میگیرند که، هرچند HbA1c <7 همچنان برای بسیاری از بیماران مناسب است (مثلا برای پیشگیری عوارض میکروواسکولار، مانند رتینوپاتی)، «اهداف A1c با محدودیت کمتر ممکن است برای بیماران با سابقه هیپوگلیسمی شدید، امید به زندگی محدود، عوارض میکروواسکولار و ماکروواسکولار پیشرفته، یا بیماریهای همراه گسترده، و یا افراد با دیابت بلندمدت که در آنها رسیدن به هدف عمومی دشوار است، مناسب باشد.
مقاله دوم یک «بیانیه اجماعی» از انجمن دیابت آمریکا و انجمن مطالعه دیابت اروپاست که الگوریتمهای درمانی را برای بیماران دچار دیابت نوع 2 ارایه میکند. نویسندگان از از HbA1c <7 حمایت میکنند اما معترفاند که این هدف «برای برخی بیماران مناسب یا عملی نیست». این الگوریتم با تغییرات سبک زندگی و متفورمین (مرحله 1) آغاز میشود و افزودن انسولین یا یک سولفونیلاوره را در صورت لزوم پیشنهاد میکند (مرحله 2). درمان بیمارانی که در آنها دیابت همچنان به اندازه کافی کنترل نمیشود، اگر هنوز انسولین دریافت نکرده باشند باید از سولفونیلاوره به انسولین تغییر یابد، یا اگر انسولین برای آنها آغاز شده، رژیم انسولین آنها باید تشدید شود (مرحله 3). نویسندگان دیگر داروهای خوراکی (مانند تیازولیدیندیونها، آگونیستهای 1-GLP، و مهارکنندههای 4-DPP) را درمانهایی با اعتبار کمتر میدانند که باید تنها در شرایط انتخابی مورد استفاده قرار گیرند و نیز روزیگلیتازون (Avandia) را توصیه نمیکنند.
رهنمود: پزشکانی که از بیماران با دیابت مراقبت میکنند باید این مقالههای معقول را مرور کنند. این مقالهها به طور رایگان در نشانیهای اینترنتی زیر قابل دسترسیاند:
http://care.diabetesjournals.org/cgi/reprint/32/1/187
http://care.diabetesjournals.org/cgi/reprint/32/1/193
پرمصرفترین گروه داروها برای درمان دیسمنوره اولیه، ترکیبات آنتیپروستاگلندینها یا NSAIDs هستند. این داروها با مهار سنتز پروستاگلندینها، انقباضات رحمی را کاهش داده و از خونریزی رحمی میکاهند...
مصرف این داروها باید در شروع خونریزی آغاز شوند و برای مدت دو تا سه روز ادامه یابند.
انتخاب دیگر برای این بیماران، داروهای کنتراسپتیو خوراکی هستند. کنتراسپتیوها با مهار تخمکگذاری و کاهش سطح پروستاگلندینها، انقباضات رحمی را کاهش میدهند.
Rx:
Cap. Celecoxib, 200 mg, bid
(دوز اولیه درمانی 400 میلیگرم است، یعنی در ابتدا دو عدد کپسول مصرف شود)
OR Tab. Diclofenac, 50 mg, tid
OR Tab. Ibuprofen 400 mg, q4h
OR Cap. Mefenamic acid, 250 mg, q6h
(در ابتدای درمان دو عدد کپسول مصرف شود)
OR Tab. Naproxen, 250 mg
(در ابتدای درمان 500 میلیگرم و سپس هر شش تا هشت ساعت، یک عدد)
منبع:
• ریزدرونات
پوکی استخوان در زنان یائسه: 5 میلیگرم روزانه خوراکی یا قرصهای 35 میلیگرمی به طور هفتگی.
افزایش تراکم استخوان در مردان مبتلا به پوکی استخوان: 75 میلیگرم خوراکی در دو روز متوالی در ماه.
پوکی استخوان ناشی از مصرف گلوکوکورتیکوییدها:150 میلیگرم خوراکی به طور ماهیانه.
این دارو باید با معده خالی وهمراه با آب فراوان مصرف شود. به بیمار توصیه کنید که در وضعیت ایستاده یا نشسته قرار گیرد و به مدت یک ساعت پس از مصرف دارو به جز آب چیزی مصرف نکند. تجویز این دارو همزمان با مکملهای کلسیم در یک ساعت از شبانهروز ممنوع است.
• زولدرونیک اسید
پوکی استخوان در زنان یائسه: تزریق داخل وریدی 5 میلیگرم، در مدت زمان حداقل 15 دقیقه، هر دوازده ماه یکبار.
پاژه:تزریق داخل وریدی تک دوز 5 میلیگرم در مدت زمان حداقل پانزده دقیقه.
• آلندرونات، درمان و پیشگیری:
1) پوکی استخوان در زنان یائسه: 10 میلیگرم روزانه، خوراکی یا قرصهای 70 میلیگرمی به طور هفتگی.
2) افزایش تراکم استخوان در مردان مبتلا به پوکی استخوان:
70 میلیگرم به همراه 2800 واحد بینالمللی ویتامین D در هر هفته.
3) پوکی استخوان ناشی از مصرف گلوکوکورتیکوئیدها در زنان و مردان: 70 میلیگرم به همراه 5600 واحد بینالمللی ویتامین D در هر هفته یا محلول بافر 70 میلیگرمی در هر هفته.
4) پیشگیری از پوکی استخوان در زنان یائسه: 5 میلیگرم به صورت خوراکی یکبار در روز یا یک قرص 35 میلیگرمی یکبار در هفته.
150 میلیگرم به صورت خوراکی یکبار در ماه که باید در صبحگاه با معده خالی و آب فراوان مصرف شود. به بیمار توصیه کنید که در وضعیت ایستاده یا نشسته قرار گیرد و به مدت یک ساعت پس از مصرف دارو بهجز آب چیزی مصرف نکند. تجویز این دارو همزمان با مکملهای کلسیم در یک ساعت از شبانهروز ممنوع است.
• ایباندرونات، درمان و پیشگیری:
1) پوکی استخوان در زنان یائسه: 150 میلیگرم به صورت خوراکی یکبار در ماه که باید در صبحگاه با معده خالی و آب فراوان مصرف شود. به بیمار توصیه کنید که در وضعیت ایستاده یا نشسته قرار گیرد و به مدت یک ساعت پس از مصرف دارو بهجز آب چیزی مصرف نکند. تجویز این دارو همزمان با مکملهای کلسیم در یک ساعت از شبانهروز ممنوع است.
2) درمان: تزریقهای داخل وریدی 3 میلیگرمی هر سه ماه یکبار.
WebMD: دفورولیموس (Deforo limus) نام داروی جدیدی است که در درمان سرطانهای پروستات غیروابسته به آندروژن به کار میرود. این دارو که محصول شرکت داروسازی «آریاد» است، به تنهایی یا در ترکیب با داروهای ضدآندروژن برای این بیماران تجویز میشود...
کارآزماییهای فاز دوم روی این دارو در ژنو انجام شده و نشان میدهند که موجب کاهش قابل توجه سطح آنتیژن اختصاصی پروستات (PSA) میشود.
دفورولیموس یک آنالوگ جدید راپامایسین است که گیرندههای mTOR را مهار میکند. این دارو به صورت خوراکی تجویز شده و حتی در موارد متاستاتیک بیماری نیز موثر است.
دکتر بابک زمانی
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران
رواج بیش از حد داروی سیتیکولین در بسیاری از بیماریهای مغز و اعصاب و روانپزشکی، برای هر کسی که در این زمینهها فعالیت میکند، آشکار است. طیف بیماریهایی که این دارو در آنها از سوی پزشکان تجویز میشود، آن قدر گسترده است که اگر کسی ندانسته به قضاوت بنشیند، این دارو را کیمیایی نوین در نظر خواهد آورد.
تجویز گسترده این دارو در حالی که در هیچ برنامه آموزشی راجع به اندیکاسیونهای آن صحبتی نمیشود، بیش از هر چیز جلب توجه میکند. جالبتر اینکه در بسیاری از موارد، تجویزکنندهها فارغالتحصیلان سالهای اخیر دانشگاهها هستند. گستردگی این تجویز را نمیتوان به حساب ابتکارات شخصی یا در مواردی که تشخیص بسیار بعید و اثر درمانی بسیار غیرمحتمل است، به حساب نوعی خطای پزشکی گذاشت. این مساله از یکسو نشان میدهد تا چه حد دانستهها و رفتارهای ما وابسته به فشار ناشی از ذهنیت جمعی است و چگونه مستقل از خواست و اراده ما، به افق دوران محدود میشوند. میتوان توجه کرد که چگونه تصور پزشکی که در عین حال وظیفه ارتقای تصورات عمومی را نیز برعهده دارد، خود به آبشخور پیشفرضهای جمعی میرود.
اینکه دارویی بدون آثار درمانی یا حداقل، دارویی که در هیچ یک از کتابهای مرجع امتحانی نامیاز آن برده نشده، به بیماران تجویز شود، البته مساله کوچکی نیست، اما این پدیده به حقایق مهمتری هم اشاره دارد. به بیان دیگر، میتواند مسایل دیگری در کار پزشکی ما را بنمایاند.
مصرف این دارو به نوعی «اقتصاد» در کار پزشکی ما اشاره دارد، یعنی اینکه تجویز این دارو بالقوه میتواند جای بسیاری از درمانهای اساسی را نه فقط در ذهن بیمار، نه فقط در ذهن پزشک، بلکه حتی در ذهنیت جامعه و دولت اشغال کند. این خود نوعی اقتصاد است که همه در آن سودی میبرند، به جز خود بیمار و آنکه بیشترین سود را میبرد «بیماری» است. در واقع همین «اقتصاد» است که امکان رشد و بقا را برای این پدیده فراهم میآورد. در بسیاری از موارد دیگر حتی موارد غیرپزشکی همچنین اقتصادی را شاهد هستیم.
اگر جامعه ما شیوه برخورد با سکته مغزی را نمیداند یا به هر دلیلی توان به اجرا درآوردن این مفاهیم جدید در درمان یکی از شایعترین بیماریهای بشر را ندارد، اگر درباره ابتداییترین مسایل مانند تاسیس واحدهای سکته مغزی، استفاده از داروی «ارتیپیای» در سه ساعت اول سکته مغزی، وجود مراکز نوتوانی برای بیماران سکته مغزی نواقص جدی داریم، چه باک، در حال حاضر همین سیتیکولین را با حجم زیاد تولید و توزیع و تجویز کنیم تا فردا.
اگر اطلاعات عمومی صحیح درباره مسایل اساسی سکته مغزی در میان جامعه پزشکی و به تبع آن در فرهنگ عمومیوجود ندارد و تلاش چندانی هم در جهت اصلاح آن صورت نمیگیرد (مسایلی مانند ارتباط فشارخون با سکته مغزی و ارتباط عوامل متعدد در ایجاد سکته مغزی) چه باک، فقط نام یک داروی دیگر را یاد بگیریم، کافی است... اگر هیچ مرکز مدرنی برای درمان حاد سکته مغزی، شامل امکانات مانیتورینگ فشار داخل مغزی، جریان خون مغزی و حتی امکان مانیتورینگ فعالیت الکتریکی مغز (نوار مغزی) وجود ندارد، اگر امکانات درمانهای مداخلهای به خصوص در شرایط حاد نداریم، همه اینها به کنار، اگر تاکنون کسی موفق نشده داروی فشارخون را که سالهاست داروی انتخابی در سکتههای مغزی است (یعنی لابتولول تزریقی) در کشور ما به چشم خود ببیند، چه باک، سیتیکولین که هست؛ در اینجا سیتیکولین مانند مسدد رقابتی رسپتورها عمل کرده است.
اگر مراکز نوتوانی مناسبی برای راه انداختن دوباره مبتلایان به سکتههای مغزی وجود ندارد و فقط اغنیا میتوانند از امکانات بیمارستانهای خصوصی به عنوان یک مرکز نوتوانی استفاده کنند که در بهترین شرایط و با بیشترین هزینه باز هم کافی نیست، طبقه ضعیف و متوسط به اجبار باید در شرایطی که در منزل قابل نگهداری نیستند از مراکز دولتی (که تازه آنجا هم جای مناسبی برای این گونه بیماران نیست) بیرون انداخته شوند، چه باک، سیتیکولین که هست. هر روز میتوان آن را تزریق کرد و زمان را گذراند.
پزشک نسخهای نوشته، خانواده وظیفهای انجام داده و حالا میتوانند سر کار خود بروند، برای بیمار هم حداقل امیدی هست؛ آن هم امیدی به بهایی بسیار نازل، امیدی شاید دروغین، امیدی به قیمت محرومیت از بسیاری از امکاناتی که طب مدرن امروزه فراهم آورده است.
شاید کسی پس از جستجوی فراوان در تاریخ ادبیات پزشکی بتواند چند مقالهای برای سیتیکولین بیابد و ادعا کند سیتیکولین هم به طور کامل بیتاثیر نیست. این موضوع ربطی به بحث ما ندارد. بیتردید هیچ افسانهای از هستههایی واقعی خالی نیست، اما همه افسانهها به حقایقی اشاره میکنند بسیار مهمتر و والاتر از واقعیاتی که در آنها هست. اینجا هم ما با افسانه سیتیکولین روبهرو هستیم، افسانهای ساخته و پرداخته شرایطی است که میتوانیم آن را نوعی پوپولیسم پزشکی بخوانیم.
.: Weblog Themes By Pichak :.